فلسفه اخلاق - جمعى از نويسندگان - الصفحة ١٢٦ - ٢ جبر اجتماعى
در افعال خويش، مجبور دانسته، در نتيجه مسئوليتى براى او قائل نباشند. مشهورترين انواع جبر عبارتاند از:
١. جبر فلسفى
عدهاى با تمسك به بعضى از قواعد فلسفى براى اثبات جبر فلسفى اينگونه استدلال كردهاند:
بنابر قانون عليت عام، تحقق هر امرىمبتنى بر تحقق علّت تامّه آن است و يك چيز تا به مرحله وجوب نرسد، پديد نمىآيد. بنابراين اگر افعال انسان نيز به مرحله وجوب برسند، يعنى علت تامه آنها پديد آيد، موجود خواهند شد.[١] در نتيجه اختيار و اراده آزاد انسان توهمى بيش نيست.
اين استدلال كه به صورتهاى مختلف بيان شده،[٢] اغلب با اين بيان كه اراده و اختيار، جزء اخير علّت تامه افعال اختيارى انسان است، پاسخ داده مىشود. بر اساس اين استدلال هر معلولى با وجود علت تامهاش وجوب وجود مىيابد و اراده و اختيار انسان جزء اخير علت تامّه افعال اختيارى اوست. بنابراين تا اراده و اختيار انسان ضميمه ساير اجزا علت تامه نشود، علت تامه افعال اختيارى انسان تحقق نمىيابد تا فعل را به مرتبه وجوب برساند.
٢. جبر اجتماعى
بعضى از فيلسوفان و جامعهشناسان، از جمله ماركس و دوركيم، با تاكيد بر اصالت جامعه، به جبر اجتماعى قائل شدهاند. آنان بر اين باورند كه هويت فردىافراد، مستقل از جامعه نيست و
[١] - اين سخن بر اساس قاعده فلسفى« الشىء ما لميجب لميوجد» گفته شده است.( بنگريد به: محمدتقى مصباح يزدى، معارف قرآن، ص ٣٨٧)
[٢] - بنگريد به: محمدتقى مصباح يزدى، فلسفه اخلاق، تحقيق و نگارش، احمدحسين شريفى، ص ١٢٨