فلسفه اخلاق - جمعى از نويسندگان - الصفحة ١٢١ - ج) آزادى اختيار
شوند. فلاسفه و متكلمان اين شرط را از امور بديهى، و تكليف به امر غير مقدور را از مصاديق ظلم و خلاف عدالت دانستهاند.[١] قرآن نيز مىفرمايد: «خداوند هيچ كس را جز به قدر توانايىاش تكليف نمىكند.»[٢]
امكان تحصيل قدرت هنگام عمل يا قبل از آن نيز براى تحقق مسئوليت اخلاقى انسان كافى است. مثال: انسان نه تنها وظيفه دارد از سرزمين و ناموس خويش دفاع كند، بلكه تهيه هر آنچه لازمه اين دفاع باشد از جمله وظايف اوست و او در برابر همه آن امور مسئوليت دارد. قرآن با توجه به اين نكته مىفرمايد: هر چه در توان داريد از نيرو و اسبهاى آماده بسيج كنيد ....[٣]
ج) آزادى اختيار
اختيار در لغت به معناى برگزيدن، پسنديدن، در كار يا امرى آزادى و تسلط داشتن، و در اصطلاح، حالت يا صفتى است در انسان كه به سبب آن برخى از كارها را بر كارهاى ديگر رجحان مىدهد.[٤]
آزادى و اختيار، شرط ديگر مسئوليت اخلاقى است. هرگاه آزادى و اختيار انسان سلب شود، در برابر فعل يا ترك و نتايج فعل يا ترك خويش مسئول نخواهد بود. اما اين واژه كاربردهاى مختلفى دارد كه بىتوجهى به آنها ممكن است موجب پيدايش مغالطاتى مانند مغالطه اشتراك لفظى شود.
[١] - بنگريد به: جعفر سبحانى، الالهيات، ج ١، ص ٣٠١
[٢] - بقره( ٢): ٢٨٦.« لايكلّف اللَّه نفساً الّا وُسعَها ...»
[٣] - انفال( ٨): ٦٠.« وَ اعِدّوا لَهُم ما استطعتم مِن قوّة و مِن رِباطِ الخيلِ ...»
[٤] - فرهنگ فارسى عميد