فلسفه اخلاق - جمعى از نويسندگان - الصفحة ١٠٢ - ٥ پيامدهاى پذيرش نسبيتگرايى
٥. پيامدهاى پذيرش نسبيتگرايى
پذيرش نسبىگرايى اخلاقى، پيامدهاى اجتماعى، فرهنگى، سياسى، اقتصادى و دينى فراوانى دارد كه در اينجا بهطور گذرا به برخى از آنها اشاره مىكنيم.
اگر كسى به نسبيت اخلاق قائل باشد، امر به معروف و نهى از منكر و نقد اخلاقى افراد ديگر يا ارشاد آنان به فضايل اخلاقى بىمعنا و لغو خواهد بود. اگر كسى واقعاً نسبيتگرايى را بپذيرد، از نظر اخلاقى نمىتواند افراد دزد و قاتل و جنايتكار را نكوهش كند. زيرا ممكن است چنان كارهايى از نگاه آن افراد، خوب و ارزشمند باشد! در نتيجه پذيرش اين نظريه به فروپاشى نظم و ساختار اجتماعى خواهد انجاميد.
براساس نسبىگرايى، چيزى به نام عدل و ظلم اجتماعى معنا نخواهد داشت. عدل و ظلم و ساير مفاهيم اخلاقى، امور ذهنى و احساسى و شخصى يا قراردادى خواهند بود و بنابراين هركس مىتواند كارهاى خود را عادلانه توصيف نمايد.
نقل مىكنند وقتى سيدنىمورجِنبِسِر، يكى از استادان درس فلسفه اخلاق دانشگاه كلمبيا، نتوانست از نظر علمى نادرستى نظريه نسبىگرايى فردى را براى دانشجويان خود به اثبات رساند و دانشجويان او تا پايان دوره بر آن نظريه پا فشردند، در آزمون آخر ترم، به رغم پاسخهاى درست دانشجويان به سؤالات، به همه آنان نمره مردودى داد. دانشجويان همگى اعتراض كرده، اين كار را مصداق بارز بىعدالتى دانستند، اما استاد با خونسردى كامل پاسخ داد: من نظريه نسبىگرايى فردى شما را پذيرفتهام و بر آن اساس عدالت، امرى فقط ذهنى و فردى است و اعتبار عينى و واقعى ندارد![١]
[١] - لوئيس پويمن، نقدى بر نسبيت اخلاقى، ترجمه محمود فتحعلى؛ نقد و نظر، شماره ١٤- ١٣،( زمستان ١٣٧٦ و بهار ١٣٧٧)، ص ٣٢٩