درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٩٣ - حديث اول توحيد از اصول كافى
خيال بر موجود خارجى ميتوان علم و احاطه يافت و هر دو طريق حس و خيال اختصاص به بشر دارد.
ساحت كبريائى منزه از نقص و امكان و از نيروى حس و خيال است بلكه علم كبريائى از كليات بينهايت جهان و هم چنين بجزئيات و حوادث بىنهايت خارجى بتبع علم بذات كبريائى بآنها احاطه دارد.
هم چنان كه ذات كبريائى علم و احاطه بذات و بصفات واجب خود دارد هم چنين بآثار و اشعه كبريائى خود از ازل خواهد داشت و بهمه حوادث چه قبل از ايجاد در ازل و چه پس از ايجاد در خارج يكسان احاطه بموجودات جهان امكانى احاطه علمى و شهودى خواهد داشت و تفاوتى با بىنهايت بودن حوادث در علم و احاطه شهودى هرگز حاصل نخواهد شد.
نتيجه اينكه ساحت كبريائى علم و احاطه بهمه موجودات امكانى از جزئيات و كليات نامتناهى آنها دارد بدون اينكه نقصى و يا تغييرى و يا كثرتى بر كبريائى رخ دهد.
با توجه باينكه علم بشر بامور خارجى و حوادث جزئى خارج محدود است مثلا علم بشر بيك ظرف آب محدود است باينكه مثلا يك ليتر است و آن را بشر بياشامد ولى به لوازم تشخيص و وجودى آن يك ظرف آب جاهل است كه از كدام آبهاى درياها گرفته شده و كدام ابر آن را حمل نموده و باقطار جهان بصورت قطرات باران فرو باريد از آغاز خلقت چند بار اين يك ظرف آب چنين سر گذشت براى ذرات آن بوده و داشته همه اينها براى بشر مجهول است.
ولى علم ساحت كبريائى بجزئيات همه اين يك ظرف احاطه شهودى دارد كه هزارها دفعه اين آب و ذرات آن از درياهاى باقطار جهان توسط ابرهاى مخصوص و شناخته شده حمل شده و باقطار جهان فرو باريده و همه خصوصيات بيشمار آنها مورد احاطه است.