درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ١٣٦ - حديث ٤ از اصول كافى
واحد حقيقى و بسيط صرف و يكتا و بيهمتا ازلى و ابدى مىباشد.
و هم چنان كه وحدت حقيقى ذات كبريائى مجهول الكنه است وحدت علم و وحدت سائر صفات قدس او نيز مجهول الكنه مىباشد.
قوله عليه السلام: ففرق بين قبل و بعد ليعلم ان لا قبل له و لا بعد:
بيان آنست كه موجودات زمانى بر اساس تدريج است هر لحظهاى مخالف با گذشته است از نظر تفرقهاى كه در آنها فرمانروا است و شاهد آنست كه خالق آنها منزه از صفت تفرقه است بلكه وجود كبريائى او مبدء هر مخلوق و منتهى اليه هر آفريدهاى است و وجود او ازلى و ابدى است در باره ساحت او قبل و بعد زمانى مفهوم ندارد.
قوله عليه السلام: شاهدة بغرائزها ان لا غريزة لمغرزها:
بيان آنست كه اشياء و موجودات بر حسب طبايع هر يك گواه آنست كه خالق آنها منزه از غريزه جسمانيت و يا نفسانيت است كه در كمون دارند و گر نه لازم مىآيد كه خالق و مخلوق يكسان باشند.
قوله عليه السلام: مخيرة بتوقيتها ان لا وقت لموقتها:
بيان آنست كه موجوداتى كه آفريده هستند و زمان ماضى و استقبال و حال در آنها جارى و فرمانروا خواهد بود و محكوم اين گونه تدبير هستند.
شاهد و گواه آنست كه خالق آنها از اين چنين منقصت منزه است و خالق وقت و زمان و موجودات زمانى هرگز با خلق و فعل خود در رتبه وجودى يكسان نخواهد بود بلكه امتياز وجودى دارد و از هر صفت مخلوق و نقص آن منزه است.
قوله عليه السلام: حجب بعضها عن بعض ليعلم ان لا حجاب بينه و بين خلقه:
بيان آنست كه از جمله نوع مخلوقات اجسام است كه وجود آنها محدود