درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ١١٥ - حديث ٤ از اصول كافى
هر چه را كه انسان از جوارح و نيروهاى تحت اختيار داشته و مالك باشد در اثر موهبت آفريدگار است بدين نظر رابطه هر يك از اجزاء و جوارح و نيروها بآفريدگار محكمتر از ربط آنها بانسان كه تحت قيوميت آفريدگارند خواهد بود زيرا روح و روان و ساير اجزاء و نيروها در يك رديف همه مخلوق و آفريده اويند.
با اين بيان استفاده شد كه مرتبه عالى از رؤيت و شهود توجه بساحت كبريائى است كه فطرى خرد است بطورى كه خود را وابسته و قايم باو و ساحت او را بخود نزديكتر ببيند و او را محيط و قيوم خود و جهانيان بداند و با شهود خود سرتاسر موجودات را پرتوى از ساحت او ببيند و بيابد و لحظهاى از عظمت او غفلت ننمايد.
هم چنان كه امير مؤمنان على عليه السّلام ميفرمود
(ما رايت شيئا الا و رأيت اللَّه قبله و بعده)
نور ساحت كبريائى آنچنان روح و روان مرا ربوده و جذبه قهر او از هر سو مرا فرا گرفته كه بجز پرتو او پديدهاى را نديده و نمىبينم و بوسيله شعاع نور او بجهان خلقت نظر ميافكنم و مىيابم كه صحنه سرايى است.
و نيل باين چنين مقامى از شهود و نورانيت با اينكه درجات بىشمار دارد برسولان و پيامبران و باقصى مرتبه آن برسولان صادع اسلام صلّى اللَّه عليه و آله و سلم و اوصياء گرامى عليهم السلام اختصاص دارد.
زيرا صفات بىشمار اهل ايمان و دانشجويان مكتب عالى قرآن در آغاز معرفت آنان بيگانگى آفريدگار و بصفات واجب او بطور فكر و استدلال بوده و از طريق توجه به دلايل آفاقى و نظر بصحنه جهان ايمان آنان پديد آمده و اكتساب شده و در ذهن و اعماق قلب هر يك از آنان رسوخ نموده و پس از تكامل و استقامت بمقام بالاترى از معرفت و شهود ارتقاء يافته و نيز از طريق انفسى و نظر بمسطوره نظام خلقت كه تركيب انسانى و خودشناسى است بمعرفت شهودى و به رابطه