درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٣١٨ - باب النوادر حديث ششم از اصول كافى
قوله (ع) فاذا كان لا لحاجة استحال الحد و الكيف:
نظر باينكه خالق جهان عوالم ما سواء را آفريده نه از نظر حاجت و امكان است و نيز مخلوق هرگز نه در ذات و نه در صفات با خالق يكسان نخواهد بود يعنى مثل و مانند نه در ذات و وجود حقيقى و نه در صفات كمال شباهت نخواهد داشت و در آفرينش محتاج بوسيلهاى نيز نخواهد بود بلكه همه موجودات و اشياء منبعث از ذات كبريائى مىباشد بدون وسيله هر چه را بخواهد مىآفريند اين حد و قيد عدمى چگونگى در مخلوقات است در او نخواهد بود زيرا چنانچه حد داشته باشد لا محاله ماهيت مشترك ميان او و افراد ديگر مفروض خواهد بود و هر موجودى كه مقرون بماهيت و قيد عدمى باشد غير وجود صرف و صرافت وجود بوده لا محاله معلول و ممكن و محتاج به علت موجده خواهد بود.
و هم چنين اگر عروض و چگونگى مبدء است زايد بر ذات بود و افتقار و حاجت و تركيب لازم مىآيد زيرا ممتنع است ذات كبريائى قابل و نيز فاعل باشد و قبول و پذيرش صفت و قيد امكانى است وابسته بفاعل است كه صفت را در آن بيافريند و همه اين فروض محال است در نتيجه ساحت كبريائى خالق و آفريدگار اشياء و عوالم است بذات كبريائى خود بدون اينكه در او شائبه حاجت به سبب و يا نقص و امكان باشد و يا صفت فعل مانند اراده و يا مشيت را بكار ببرد
قوله (ع): فافهم ان شاء اللَّه:
از نظر دقت و غموض مطلب تعليق بمشيت ساحت كبريائى فرموده و ضمنا مبنى بر توجه بيشتر و اينكه بر حسب رابطه اعتقادى از ساحت پروردگار خواستار شود زيرا اختيار و نيروى فهم و ادراك و ضبط معارف همه نور و پرتوى است از عالم ما وراء كه بر قلب و روح اهل ايمان مىتابد و اهليت خاصى است كه بهر كس ندهند.