درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ١٧٨ - حديث ٦ از اصول كافى
هم چنان كه فرمود (شَهِدَ اللَّهُ أَنَّهُ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ) مبنى بر اينكه اصل ذات كبريائى شاهد كبريائى شاهد بر وحدت حقيقى ذات و وجوب وجود ذاتى آفريدگار است و چنانچه فرض شود وجود واجب صفت مشترك ميان دو موجود واجب باشد لا محاله بايد از يك ديگر امتياز ذاتى داشته باشند و لازم آن تركب ذات كبريائى است از وجود و فقدان هر يك از خصوصيات وجودى ديگرى و لازم آن تركيب ذات و نيز لازم آن آنست كه ممكن باشد وجود او و محتاج بخالق ديگر خواهد بود
قوله عليه السلام: و كمال توحيده الاخلاص له:
بيان آنست كه توحيد ذات و صفات آفريدگار نيز داراى مراتب و درجات بسيار خواهد بود.
و قوام توحيد بآنست كه همه موجودات را بطور خلوص در مقام عبوديت ذاتى و انقياد بداند كه مؤثرى در نظام جهان كه بر اساس حركت نهاده شده همه اين حركات و آثار مستند بساحت كبريائى است و اخلاص حقيقت توحيد است كه در خلقت و تدبير نظام جهان هرگز مخلوقى دخالت ندارد و هر چه بهرهاى از وجود دارد مخلوق و محكوم تدبير ساحت آفريدگارند.
بالاخره در نظام امكانى موجود و مؤثر و خالقى و مدبرى نخواهد بود جز ساحت آفريدگار و حقيقت توحيد وحدانيت آفريدگار وحدت صفات و توحيد افعال و آثار خلقت و آفرينش او است همه اين مراتب و درجات از شئون وحدت و احديت ذات كبريائى است بطورى كه نقص و امكان در هيچ شأنى از ذات و صفات و آثار و افعال كبريائى نخواهد بود و چنانچه در بعض از شئون آثار و افعال كبريائى نقص و امكان راه بيابد خلل بوحدت حقيقى من جميع الجهات ساحت كبريائى او خواهد بود.
بدين نظر علم و احاطه بوحدت حقيقى و بساطت كبريائى امرى است زياده بر افق افكار بشر است و كبريائى خود را مجهول الكنه و الحقيقه معرفى فرموده است خلاصه وحدت امكانى داراى انواع و اقسام چندى است ولى وحدت