درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٤١٦ - الحديث الاول
آشكار مىشود هم چنين اشعه خورشيد در اثر محاذات حرارت آن در اجسام بظهور ميرسد بهمين قياس محور قدرت و نيروى و مبدئيت عمل بشر همانا تغيير و تحول و وضع و چگونگى موجودات است و از فعل اختيارى بشر مثلا در اثر اتصال آتش بچوب سوزانيدن و احتراق از فعل بشر بوجود مىآيد همچنان كه آثار هر يك از موجودات طبيعى در اثر و شركت وضع آثار آنها در موجودات ديگر بظهور ميرسد.
و صفات روحى و حالات روانى و طبيعى آن از نظر اينكه مجرد از ماديت و قابل شاره حسى نيستند وضع و تحول نخواهند داشت بدين جهت از حيطه قدرت فعل اختيارى بشر خارج مىباشد بلكه مخلوق و صنع الهى است و از شئون روان و روح عاقله و يا از حالات نفسانى و طبيعى آن است.
و مفاد حديث آنست كه هر يك از صفات روح و روان و همچنين حالات آن و حصول هر خاطره كه در نهاد انسانى پديد مىآيد از صنع كبريائى است و هر گونه تلاش و كوشش انسانى در اين زمينه مقدمه براى آمادگى روح است كه اوصاف و يا حالات بر آن عارض شود و بوجود بيايد.
بالاخره علم و معرفت و همچنين ساير صفات روانى خاصيت طبيعى نيست بلكه معرفت و علم عبارت از حضور صورت علمى و اعتقادى است بطور شهود و امور مادى و با افعال اختيارى بشر مقدمه براى حصول معرفت و حضور صورت اعتقادى است و هرگز تأثير طبيعى در پيدايش اين آثار در روان انسان نخواهد داشت.
بر اين اساس علم و معرفت و هدايت و ايمان و ضلالت كه در نيروى عاقله و روان انسان پديد مىآيد از نظر اينكه از شئون روح و مجرد است از صنع الهى است و منافات ندارد كه ضلالت و انحراف از طريقه خرد مستند بخود شخص باشد از نظر اقتضاء صورت اعتقادى و انديشه او كه بر خلاف واقع است همچنان كه