درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ١٦٣ - حديث ٥ از اصول كافى
از صفات كمال است و گفتهاند ذات قدس با اينكه از نظر وحدت و احديت كبريائى فاقد صفات وجودى است ولى ذات نائب همه صفات كمال مىباشد و همه آثار كمال بر ذات كبريائى او مترتب مىشود.
گذشته از اينكه اين نظر باطل و تفريط است و لازم مىآيد كه اطلاق صفات كمال در آيات كريمه بطور مجاز باشد و بطور حقيقت صفات وجودى بر كبريائى او اطلاق نشود و لازم آن تعطيل است.
ولى صحيح آنست كه موجود حقيقى و صرافت وجود بالذات واجد كمالات و صفات وجودى است و همه كمالات مانند حيات و علم و قدرت و احاطه علمى و شهودى از لوازم و حقيقت شدت وجود حقيقى است و نمىشود هيچ يك از اين صفات كمال را از وجود حقيقى جدا نمود زيرا مفاد وجود حقيقى حيات حقيقى و دائمى و علم و قدرت دائمى و احاطه علمى و شهودى است چگونه ميتوان قائل شد كه واجب الوجود فاقد قدرت و علم و احاطه و شهود است.
هم چنان كه وجود او واجب است حيات و علم و قدرت و احاطه او نيز واجب خواهد بود و همان طور وجود واجب خالق و معطى وجود و هستى بموجودات است همان طور حيات و قدرت و علم همه موجودات پرتوى از موهبت آفريدگار است كه بهر يك هديه فرموده است و وجود همه موجودات عاريتى و بطور تجدد امثال است يعنى هر لحظه بايد تجديد و ادامه بيابد بهمين قياس شئون وجودى موجودات مانند حيات و علم و قدرت همه آنها عاريتى و جزء موهبتى است كه آفريدگار بموجودات اهداء فرموده است.
و لازم وحدت و اتحاد صفات ذاتى كبريائى آنست كه صفت علم و قدرت و حيات ساحت قدس بر موجودات امكانى احاطه و قيوميت دارد هم چنان كه وجود واجب بر عوالم امكانى احاطه شهودى و قيوميت دارد و همه شعاع و پرتوى او ساحت كبريائى است بدون اينكه تعدد و كثرت تحقق پذيرد يعنى علم كله و قدرت كله