درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٨٦ - حديث اول توحيد از اصول كافى
قوله عليه السلام: فسبحان الذى لا يؤده خلق ما ابتدأ و لا تدبير ما برأ:
مبنى بر تسبيح و تنزيه ساحت كبريائى است از عوارض امكانى و از نقص و عجز و خستگى از خلق و آفرينش با اينكه فقط خلق و آفرينش فعل و اثر او است و رابطه و فيض ساحت او كه موجودات را فرا گرفته فقط فيض وجود و هستى است كه بدون هيچ كمك و حاجتى بمورد قابل افاضه ميفرمايد و هم چنين ادامه تدبير در باره نظام امكانى ساحت او را فرسوده و متأثر نخواهد نمود زيرا آنچه برشته نظام در آيد بر وفق نظام اصلح بوده است كه مرتبهاى از علم فعلى كبريائى او است و بدون فكر و تروى و آزمايش آنچه صلاح امكانى است افاضه ميفرمايد زيرا فكر و انديشه و تروى از حالات نفسانى و امكانى است ساحت او از هر نقص و امكان منزه است.
قوله عليه السلام: و لا من عجز و لا من فترة بما خلق:
از خلق و آفرينش هرگز عجز و سستى به ساحت او عارض نخواهد شد جمله صفت سلبى و مبنى بر تأكيد قدرت و مبدئيت براى خلق و ايجاد است كه علم او بصلاح نظام منشأ خلق و آفرينش است بدون اينكه وسيلهاى را بكار ببرد و يا در آن باره فكر و تروى نموده و مآلانديشى نمايد هم چنان كه بشر از نظر محدود بودن قدرت او در هر امر و فعل اختيارى محتاج بمقدمات و شرايط بىشمار است از جمله فكر و تروى و سپس در باره آن قضاوت نمايد آنگاه اراده و شوق پديد آمده بر حسب حكم و داورى روان اقدام بحركت جوارحى نموده و بجا آورد و سبب خستگى و فرسودگى او گردد.
قوله عليه السلام: اكتفى علم ما خلق و خلق ما علم:
بيان كمال قدرت ساحت كبريائى است كه در ايجاد آنچه مشيت او تعلق بيابد كفايت دارد و بطور وجوب تحقق خواهد يافت بدون احتياج بقيد و يا شرط