درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ١٢١ - حديث ٤ از اصول كافى
بمقام قرب نائل آمده و بحريم كبريائى تعلق يافته و واسطه خلقت و افاضه بر عوالم و گسترش نظام وجود گشته است.
در پاسخ كه امير مؤمنان عليه السّلام بسائل ميدهد
(لكن رأته القلوب بحقايق الايمان)
بحقيقت نورانيت و صفاء قلبى و روانى ميتوان عظمت حريم كبريائى را فهميد و ادراك نمود و معيارى كه بيان فرموده مقول بتشكيك است و نفس قدسى امير مؤمنان عليه السّلام و قوه ربانى مقام او زياده بر تصور است كه فرمود
(لم اعبد ربا لم اره)
اقصى مرتبه رؤيت و شهود قلبى است كه ساحت كبريائى باو موهبت فرموده است مقامى است كه در پاسخ موسى كليم عليه السّلام مقرون برگشت و پذيرفته نشد.
و نيز استفاده مىشود كه حاجت مهم است كه مراتب عالى آن جز بموهبت ساحت كبريائى تحقق نخواهد پذيرفت.
با توجه باين نكته كه درك حقايق و معارف الهى از نظر غموض و دقت آن از امورى نيست كه در اختيار بشر نهاده شده باشد بلكه امر فطرى و نورانيت ذاتى است كه وابسته بمشيت و اراده ساحت كبريائى است و افعال اختيارى زيادتر مورد قدرت و تصميم بوده و خواسته فاعل مختار در تحقق فعل مدخليت زيادترى خواهد داشت.
خلاصه فهم و درك حقايق بر نورانيت فطرى و سلامت فكر استوار است و افعال اختيارى بر اراده و تصميم و عزيمت وابسته است شاهد ديگر اينكه نميتواند بفهمد و از نور حقيقت نمىتوان صرف نظر نمود.
قوله عليه السلام: ان ربى لطيف اللطافة لا يوصف باللطف عظيم العظمة لا يوصف بالعظم كبير الكبرياء لا يوصف بالكبر:
بيان اوصاف كامله ساحت كبريائى است كه ذات كبريائى بالذات واجد همه صفات وجودى است كه در او كثرت و نقص تصور نمىشود هم چنان كه وجود واجب اعلى و اشرف از موجودات امكانى است.