درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ١٤٠ - حديث ٤ از اصول كافى
امكانى دارند و صحنه امكان نمونه و مسطورهاى از صفات كبريائى است بهمين قياس مجموع زمان و زمانيات در حيطه صفت ازليت و قيوم آنست و قوام مجموع زمان و زمانيات وابسته بصفت ازليت كبريائى است.
از اين بيان استفاده شد كه معيت كه شرط و قوام تضائف بآنست در مورد صفات اضافى كبريائى با موجودات امكانى و زمانى چگونه معيت وجودى خواهد داشت سنخ ديگر غير معيت تضائف دو امر زمانى با يك ديگر خواهد بود.
خلاصه از مقوله معيت قيوميه است كه عموميت دارد و هر موجود زمان و زمانيات قوام آنها به معيت كبريائى خواهد بود و بفرض كه حوادث زمانى مورد علم و احاطه و يا قدرت كبريائى قرار بگيرد عروض و تغير در صفات و ذات كبريائى تحقق خواهد يافت.
اين امر محال است كه ساحت كبريائى بطور حصول و انفعال بزمانيات و از نظر عروض از خارج علم و احاطه بيابد بلكه علم و احاطه او از شئون ذات كبريائى و ازلى و ابدى است كه احاطه دارد بر عالم طبع و بر زمانيات آن نه بطورى كه معرض كثرت قرار بگيرد.
خلاصه همه صفات كبريائى از شئون ذاتى و موصوف بوجوب ذاتى و وجوب من جميع جهات و احديت و فردانيت كبريائى ثابت و ذاتى است صفت ذاتى ازليت از باب زمان نيست كه عبارت باشد از لا نهايت زمان وجود در جهت بدايت بلكه ازل فوق زمان و محيط آنست بلكه بنفس وجود و حقيقت ذات است كه عقل راه بتصور آن ندارد هم چنين دوام بمعناى لا يتناهى زمان از جهت تناهى آن نيست بلكه مجهول الكنه براى عقل مىباشد.
با توجه باينكه زمان مانند مكان خارج از ذات موجودات مادى است بلكه از لوازم تشخص آنها است ولى صفت ازل از شئون ذات كبريائى مانند ساير صفت است مانند نور حقيقى قائم بذات.