درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٦٩ - حديث اول توحيد از اصول كافى
سوء استفاده نموده تمرد و مخالفت با ساحت كبريائى و كفران نعمت را پيشه خود نموده و با تيره بختى دوره زندگى و فرصت خود را بپايان خواهند رسانيد.
قوله عليه السلام: و احصيها حفظه لم يعزب عنه خفيات غيوب الهواء:
بيان علم و احاطه ساحت كبريائى است كه از شئون ذات و صفت خلق و ايجاد است كه هر چه را خلق و ايجاد نمايد و آن را تدبير مىنمايد و بسوى كمال سوق ميدهد و همه حوادث و رويدادهاى آن را احاطه دارد نه از طريق خارج از ذات كبريائى بلكه بنور كبريائى كه اشياء را از ظلمت و تيرهگى نيستى اخراج نموده و بصحنه نورانى هستى وارد مينمايد.
از اين رو حجابى ميان ساحت او با پديده و مخلوقى نخواهد بود و علم و احاطه و احصاء كبريائى را نبايد قياس بعلم بشر نمود زيرا علم و احاطه بشر از طريق خارج و نيروهاى احساسى ظاهرى و درونى است از قبيل رؤيت و شنوائى و مانند آنها مانند فكر است كه نيروى هر يك محدود و موقت با قيد شرايط و امكانات است.
ولى علم و شهود ساحت كبريائى سنخ ديگر و از شئون ذات كبريائى است كه منشأ ظهور و بروز و مكمن غيب و نيستى و سوق موجودات بعالم هستى است چگونه تصور ميرود موجودى بر ساحت كبريائى او پنهان و يا از حيطه قدرت و شهود و تدبير او خارج باشد بر اين اساس تيرگى و ظلمت عارضى شب هرگز سبب نخواهد شد و حجاب نخواهد بود از علم و احاطه بموجودى و يا بذرات كه در هوا پراكندهاند و نتيجه اين توصيف آنست كه احاطه علمى كبريائى بر اساس قيوميت است نه بر اساس حصول و انفعال.
قوله عليه السلام: و لا غوامض مكنون ظلم الدجى:
غرض از تيرهگىهاى حجاب و پردههاى ظلمت شب و مانند آنها مثال است زيرا بسيارى از امور مقرون به پيچيدگىهاى حوادث جهانى است كه