درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٧٠ - حديث اول توحيد از اصول كافى
نسبت بعلم بشر غامض و لا ينحل و غير قابل حل و كشف است ولى ساحت كبريائى بر همه آن رموز و مكنونات حوادث احاطه تدبيرى و قيوميه دارد و بر او چيزى از حوادث آينده و گذشته مجهول و پنهان نبوده و نخواهد بود و غوامض و مكنون ظلمت شب از نظر مثال است كه حوادث جهان همه تحت پردههاى غيبى پنهان است براى بشر ولى نسبت به ساحت كبريائى همه حوادث از ازل و ابد مشهود و يكسان است و ظهورى از علم كبريائى او است.
قوله عليه السلام: و لا ما في السماوات العلى الى الارضين السفلى:
تأكيد در باره احاطه علمى و صفت تدبير ساحت كبريائى است هم چنين همه ذرات و موجودات كه در كرات بىشمار است همه در حيطه قدرت و شهود ساحت پروردگارند و چه تأثير و رابطهاى است ميان كرات بالا و زمين و موجودات كه در سطح زمين زندگى مينمايند.
و هم چنين چه تأثيراتى از آنها بر زمين و اعماق آن از ذخاير طبيعى و تحولاتى كه در هر يك از آنها پديد مىآيد و چه جذب و انجذاب و نيروى جاذبه و دافعهاى است ميان كرات بالا با زمين و جاذبه زمين نسبت بساكنان آن هم چنان كه در باره تأثير خورشيد و كره ماه و تأثيرات آنها محسوس و مشهود است.
و محتمل است مراد از سماوات قدسيان باشند كه چه تأثير و تدبيرى دارند نسبت بموجودات در زمين از جمله بر بشر كه همه حوادث كوچك و بزرگ در اثر تدبير و اجراى او امرى است كه از مقام كبريائى هر لحظه شرف صدور مىيابد و هر يك از فرشتگان وظايف خاصى دارند در اجراى تدبير و دستورات صادره كه احاطه بآنها از شئون تدبير و ساحت كبريائى خواهد بود.
قوله عليه السلام: لكل شىء منها حافظ و رقيب:
بيان آنست كه موجودات عالم طبع و ماده از نظر اينكه داراى اجزاء مادى