درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٨٣ - حديث اول توحيد از اصول كافى
همه صفات عين ذات كبريائى خواهد بود نه عارض بر ساحت كبريائى او گذشته از اينكه علم بموجود خارجى توسط نيروى احساسى و نيروى تخيل است و فقط بوسيله حواس ظاهرى و درونى صورت ميگيرد و اين نقص است.
گر چه از نظر علم بجزئيات خارجى و خصوصيات آنها علم بآنها بطور كلى غير متغير مىباشد هم چنان كه حركت و زمان و هيولى در خارج تدريجى و متغير هستند ولى معقول آنها كه حركت و زمان معقول است متحول نخواهد بود از نظر اينكه براى موجودات مواطن چندى است و هر موطن حكم خاصى دارد از جمله امر جزئى خارجى است و قابل اشتراك و صدق بر ديگران نخواهد بود ولى علم بآن كلى و غير متغير است هم چنين علم بمتغير نيست و علم بحركت حركت خارجى و متبدل نخواهد بود و علم بعدم هرگز عدم نبوده است.
در نتيجه ساحت كبريائى بر همه امور جزئيه خارجى احاطه دارد با رعايت جزئيت و تغير آنها ولى بوجه كلى ثابت ازلى و غير متغير و بعلم بسيط وحدانى است كه (لا يَعْزُبُ عَنْهُ مِثْقالُ ذَرَّةٍ فِي السَّماواتِ وَ لا فِي الْأَرْضِ) مبنى بر اينكه خصوصيات و چگونگى هر ذره و كلان در حيطه علمى و شهودى قرار گرفته است و چيزى كوچك و بزرگ بر ساحت او پنهان نخواهد بود و همه ظهورى از صفت علم و احاطه كبريائى است.
علم فعلى ساحت كبريائى واحد است بوحدتى كه عين ذات كبريائى است هم چنان كه صفت قدرت و اراده و غير آنها واجب الوجود بجميع جهات واجب خواهد بود و مغايرت ميان افراد نامتناهى علم اعتبارى است از نظر اختلاف متعلقات و معلومات بىنهايت آنها.
در نتيجه صفت علم و احاطه كبريائى واحد است بوحدت حقيقى ولى با اينكه معلومات بيشمار است ضرر بوحدت حقيقى علم نخواهد رساند.
بيان احاطه علمى و شهودى ساحت پروردگار باشياء و موجودات و از پرتو علم بذات و بصفات او است نه بعلم ديگر و آفريدگارى كه همه موجودات را