درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٣٨٠ - حديث سوم از استطاعت و تفويض
ميان عموم افراد نمايندههاى شيطانى نيز وجود دارد و پيوسته در مقام فعاليت بر مىآيند تا بتوانند افرادى را منحرف نمايند و از حالت فطرت خارج نمايند و در اثر تعليم و تربيت سوء از طريقه عقلاء خارج نمايند و بانحراف سوق دهند و به خيانت هم آئين خود نمايند و بشرك و كفر ترغيب نمايند.
اين چنين جامعهاى بالاخره كه از گروه نيك و خداپرست و نيز گروهى تبهكار و كافر و مشرك صورت مىگيرد اين گروه منحرف كه فريفته تبليغات سوء شياطين انسى شدهاند و با كمال ارتباط و وابستگى افراد جامعه بيكديگر زندگى مىنمايند و لازم تشكيل اين جامعه آنست كه افرادى مبتذل در آن جامعه تربيت شوند و از دين و خداپرستى بىخبر و به كفر و شرك و ظلم و ستم چيز ديگرى را درك ننمايند.
ساحت كبريائى از ازل جامعه بشرى را اين چنين مشاهده نموده در باره هر كدام و از هر يك از طوايف و طبقات مردم بطور بالذات و بالعرض از نظر اقتضاء ذاتى مردم اتخاذ فرموده است و غرض اصلى از تعليم و تربيت گروهى است كه دعوت مكتب قرآن را كه بپذيرند و از مكتب توحيد و قرآن معلوماتى بياموزند و در مقام اداء وظايف بر آيند و پيوسته در مقام اصلاح خود و ساير افراد جامعه بر آيند.
و نظر باينكه فرادى نيز در جامعه فريفته تبليغات شياطين انسى و افراد منحرف شدهاند به كفر و شرك و جنايت تمايل دارند.
بديهى است اقتضاء ذاتى و روحى پيروان مكتب قرآن و توحيد روح پاك و تقوى و فضيلت و خير و اصلاح است و لازم ذاتى افراد منحرف شرك و كفر و جنايات و فساد و فتنه و جنايت بر حسب طبع خواهند بود.
بديهى است ساحت كبريائى در باره طبقه اول كه غرض اصلى خلقت هستند و بر طبق مكتب توحيد و قرآن رفتار مينمايند صلاح و خير و سعادت خواسته است كه هر يك از افراد باختيار خودشان از برنامه مكتب قرآن پيروى نمايند ساحت كبريائى ايمان و اعمال صالح آنان را خواسته است ولى بقيد اختيار هر يك از افراد ايمان