درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٥٠ - حديث اول توحيد از اصول كافى
در ايجاد و آفرينش محتاج بقيد و شرط و ضميمهاى باشد لازم مىآيد اختلاف جهات در ذات كبريائى تحقق پذيرد و نيز تأثير و فاعليت و مبدئيت او براى خلق و اثر ناقص باشد.
هم چنان كه بشر در ايجاد عمل و تأثير محتاج بضميمه و وسيله خواهد بود مانند آلات و يا ملكات نفسانى و حرفه و صنعت اكتسابى مثلا در كتابت بشر نياز بوسايل بسيار دارد از قبيل قلم و دوات و كاغذ و دانش و صورت علمى و خاطرات و هم چنين احتياج بافراد ديگرى دارد كه كاغذ و مركب و قلم را براى او فراهم نموده آماده نمايد.
بهمين قياس هر فاعلى مختار و صانع از بشر هر عملى ايجاد كند بمنظور غرض و فائدهاى است كه استفاده كند و نقص و نياز خود را بر آورد ولى ساحت كبريائى غنى بالذات است از افعال و آثار و مخلوقات خود هيچ گونه فايده و غرضى نخواهد داشت جز ذات كبريائى خود و به تبع ذات قدس فيوضات خود را بسط ميدهد.
قوله عليه السلام: و لا يتكأده صنع شىء كان:
از جمله آثار قدرت و مبدئيت ساحت كبريائى آنست كه از آفرينش و ايجاد آثار بىنهايت خود هرگز رنج و تعب و مشقت عارض او نخواهد شد از نظر اينكه بوسيله قواى جسمانى نيست كه مستلزم كلل و خستگى گردد بلكه فعل و اثر او خلق و آفرينش است و ناشى از علم و اراده و علم بصلاح است بدون اينكه حركت و يا وسيلهاى اجراء گردد و بكار افتد ولى بشر در حركت و صدور فعل نياز بكار بردن نيروى فكر و اعضاء و جوارح دارد گذشته از اينكه هر دو اين دو قسم نيرو زائد بر ذات بشر است و هر دو نيرو اكتسابى است.
صنع و فعل ساحت كبريائى همانا ابداع و آفرينش است كه از كتم عدم پديد آورد و صدور اراده كن تكوينى بوده باش كلمه وجودى و ايجادى است