درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٤٨ - حديث اول توحيد از اصول كافى
و امكان و تحول است.
٣- موجودات خارجى كه توأم با تشخصات زمانى و مكانى و ساير اوصاف بيشمار هستند فقط از طريق حواس ظاهرى و نيروى خيال درونى مىتوان بر آنها آگهى داشت و ساحت كبريائى از اين نواقص و امكانات منزه است.
بر اين اساس علم و احاطه ساحت كبريائى بر موجودات زمانى از شئون ذات و لازم آن احاطه بمجموع موجودات امكانى است بطور علم ازلى و موجودات زمانى و متجددات امكانى مرتبه نازلى از مراتب علم و احاطه كبريائى است يعنى در پرتو علم بذات قدس علم بآثار و فيوضات گسترده در عوالم امكان در ازل داشته و بطور وجودات نورى سرتاسر عوالم در علم كبريائى حضور داشته و مىتوان از آن موجودات نورى الهى تعبير نمود.
در نتيجه همه موجودات زمانى كه توأم با حدوث و تغير و زوال است سرتاسر عالم زمان و زمانيات در شهود كبريائى حاضرند در حقيقت علم ازلى بمتغيرات زمانى داد و حدوث و تغير از لوازم وجودات زمانى آنها است نه از لوازم وجودات نورى ازلى آنها.
بر اين اساس موجودات تدريجى زمانى و زمان مرتبه نازلى از علم و شهود ازلى است و مرتبه عالى و نورى آنها در علم ازل مورد شهود بودهاند بطور جمعى يعنى سرتاسر عوالم طبع و عوالم امكانى يكسان با همه خصوصيات و تشخصات و جزئيات آنها در علم ازل حاضر بودهاند و تحول و تغير و حدوث از شئون وجودات زمانى و امكانى آنها است و ربطى بوجودات نورى ازلى آنها نخواهد داشت.
در نتيجه ساحت كبريائى بمجموع و سرتاسر عالم طبع و زمان متجددات احاطه شهودى از ازل داشته و خواهد داشت بدون اينكه تحولات و تغييرات كه لازم نظام طبع است بجرم كبريائى سرايت نموده و يا سايه افكند زيرا تحولات