درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٧٨ - حديث اول توحيد از اصول كافى
و حقيقت آنست كه مشيت و اراده از فعل و خلق انتزاع مىيابد و از جمله صفات فعل مانند ساير صفات فعل مىباشد يعنى فعل و آفرينش ظهور نازل اراده است نه از مبادى فعل و خواسته صفت قدرت در باره ساحت كبريائى از نظر وجوب وجود و صرافت وجودى من جميع جهات تام و فوق تمام است.
بر اين اساس مبدئيت او براى فعل بذات قدس و بطور اطلاق است و بطور وجوب و عينيت يعنى قدرت صفت ذات و عين ذات او است و ذات كبريائى قدرت و علم و حيات است.
صنع و افعال اختيارى بشر كه از طريق اعضاء و جوارح عملى را انجام ميدهد بر او عجز و صعوبت و خستگى عارض مىشود مانند كتابت و راه پيمودن كه در اثر صرف نيروى فكر و حركت بر انسان خستگى و كسالت عارض مىشود ولى ساحت كبريائى كه آثار او اختصاص بخلق و آفرينش و موهبت هستى دارد كه افضل از هر فعل و اثرى است هرگز آثارى كه بر حركات جوارحى بر انسان عارض مىشود در اثر خلق و آفرينش بر ساحت كبريائى عارض نميشود و هرگز سبب فرسودگى و خستگى نخواهد شد زيرا دو سنخ اثر و فعل است از دو فاعل مختار كه موجود ناقص و نيروى فكرى و جوارحى او محدود و با شرايط صورت ميگيرد ولى ساحت كبريائى قادر و قدرت او بطور اطلاق بوده و منزه از جسمانيت و از نقص و عجز و امكان است.
قوله عليه السلام: ابتدع ما خلق بلا مثال سبق و لا تعب و لا نصب:
بيان آنست كه هرزه را كه از موجودات مادى بيافريند در اثر تشخص وجودى و لوازم آن هرگز مشابه نخواهد داشت و بر تقدير اينكه مثال و سابقه داشته باشد تسلسل لازم مىآيد و نيز از نظر اينكه آنچه اصيل است و از مبدأ عالى فيضان مىيابد پرتو وجود هستى است كه بر حسب اقتضاء مورد بصورت خاصى در مىآيد و نظر باينكه وجود عاريتى افاضه مىشود و بر حسب اقتضاء مورد يعنى در اثر ماهيت حكم