درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٧٦ - حديث اول توحيد از اصول كافى
پذيرفته است و لباس هستى خواه ناخواه در بر گرفته است بدون اينكه واسطهاى در ميان باشد.
قول ساحت كبريائى همان اراده تكوينى و صدور كن تكوين و ايجاد است و جزاء آن جمله فكان كه بىدرنگ و بدون تراخى و تأخير خواسته پديد آمده و از بهره هستى برخوردار شده است.
گفته شده كه مشيت كبريائى صفت ذات است مانند علم بصلاح و قدرت و مبدئيت عمل بدين نظر روايت مشيت را مورد قابل و شايسته براى صدور امر تكوينى و كن ايجادى معرفى نموده است.
پاسخ آنست كه مشيت و اراده امر حادث است كه چنانچه در صدور امر تكوينى دخالت داشته باشد لازم مىآيد كه ساحت كبريائى معرض عوارض قرار بگيرد بلكه در باره آفريدگار قدرت بىحد كه مجرد از نقص است همانا مبدئيت ذات كبريائى است بطور وجوب براى ايجاد زيرا در اثر علم فعلى بنظام اصلح كه لازم ذات كبريائى است و مؤثرى جز او نيست نيروى قدرت عمل و مبدئيت و اختيار را بكار برده خواسته خود را مىآفريند و هيچ يك از نيروى شوق و اراده كه با مراد متحد است و در بشر حركت فعل آغاز مىشود و نيز پايان مىپذيرد دخالت در قدرت كبريائى او نخواهد داشت.
و چنانچه فرض شود كه اراده و مشيت دخالت در فعل پروردگار داشته باشد لازم آن عروض تغير به ساحت قدس بوده و اينكه بدين وسيله قدرت او بنصاب رسيده و بدون اراده قدرت ناقص بوده و ساحت قدس از نقص و امكان منزه است.
نظر صحيح آنست كه اراده و مشيت از صفات فعل كبريائى معرفى مىشود نه از لوازم قدرت قاهره از نظر اينكه امر حادثى است و سبب نصاب قدرت فاعل مختار خواهد شد.
و در باره ساحت كبريائى قدرت كامل و قاهره از صفات ذاتى است زيرا