درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٢٠٩ - حديث ٧ از اصول كافى
بىشمار آسمان و موجودات در زمين را آفريده همه را با حسن تدبير بسوى مقصدشان سوق ميدهد بدون اينكه كوچكترين خلل رخ دهد.
بالاخره ذات كبريائى نهايت خفاء و محفوف به پردههاى و حجابهاى مرموز است كه هرگز عقول بحريم او راه نخواهد يافت ولى آثار و علائم كبريائى همه عوالم را فرا گرفته است و هيچ موجودى نيست جز اينكه از جمله آثار كبريائى او است.
قوله (ع) سئلت الأنبياء عنه فلم تصفه يحد و لا ببعض بل و صفته بفعاله و دلت عليه بآياته:
از نظر اينكه وظيفه رسولان دعوت جامعه بشر بوحدانيت ساحت كبريائى است هر چه را مردم از رسولان از حقيقت كبريائى سؤال مينمودند بجواب آنان پاسخ نداده از نظر اينكه وجود بحت بسيط مجرد و منزه از جنس و نوع و فصل است بلكه مردم را ارشاد بعلايم و آثار و نظام پهناور جهان نموده كه همه موجودات بىپايان جهان از جمله مخلوقات ساحت كبريائى است هم چنان كه موسى كليم عليه السّلام در پاسخ فرعون كه گفت (ما رَبُّ الْعالَمِينَ) باو پاسخ نداده بلكه او را ارشاد بخلقت جهان و كرات آسمان و موجودات زمين نموده است بكريمه (رَبُّ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ ما بَيْنَهُمَا إِنْ كُنْتُمْ مُوقِنِينَ).
بديهى است كه تعريف ساحت كبريائى بآثار عجيبه و مخلوقات بهت آور او، او شاهد بر آنست كه وجود او بحت و بسيط و قيوم همه مخلوقات است و تأثير اين گونه تعريف و اثر آن در قلوب مردم كه در مقام پذيرش هستند بسيار بيشتر و مؤثرتر خواهد بود زيرا زياده بر اصل وجود قدرت و عظمت و قيوميه ساحت او را نسبت بهمه مخلوقات اعلام نموده است و بهترين تعريف و توصيف براى مردم خردمند تعريف باوصاف و افعال و آثار وجودى ساحت كبريائى است كه محسوس و مشهود و غير قابل انكار مىباشد.