درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ١٢٨ - حديث ٤ از اصول كافى
همچنين احاطه علمى و شهودى دارد بموجودات خارجى نه بطور حصولى از خارج و انفعال كه محتاج بديدگان داشته باشد كه لازم بشريت است بلكه همه ظهورى نازل از احاطه اوست.
قوله عليه السلام: لا تحويه الاماكن و لا تضمنته الاوقات:
اين گونه صفات سلبى در اثر آنست كه ساحت كبريائى وجود بحت و بسيط و منزه از نواقص و امكان است مانند جسمانيت و تحيز و نيز در حيطه وقت و زمان قرار نخواهد گرفت و كبريائى او منزه از نقص است و بطور كلى ساحت كبريائى كه خالق است از صفات مخلوق و منزه است و ماهيات و حدود وجودى كه براى موجودات است سبب نقض آنها مىباشد و آفريدگار واجب الوجود از حاجت و تحيز و نقص و امكان منزه است و در گذشته اشاره شد كه هر ماهيت و موجود ممكن ناقص و معلول و مخلوق خواهد بود و دو موجود از يك نوع طبيعى محال است يكى خالق ديگرى باشد بلكه لازم فاسد اينكه ساحت كبريائى در مرتبه ناقص و مقرون بعدم و مركب از وجود و عدم و زوج تركيبى است.
و نيز اشاره شد كه واجب الوجود بجميع صفات و جهات واجب است و رتبه او چه در ذاتيات و چه در صفات مقدم بر مخلوقات مىباشد يعنى همچنان كه ساحت كبريائى منزه از جسمانيت و هم نوعى با مخلوقات است همچنين صفات و كمالات وجودى او اعلى و ارفع از مخلوقات خواهد بود بالاخره اتصاف كبريائى بصفت امكان محال است.
قوله عليه السلام: و لا تحده الصفات
مبنى بر تنزيه ساحت پروردگار است از محدوديت صفت وجودى كه لازم ماهيت و مخلوق بودن است.
باينكه اتصاف بآن صفت فعل ناقص وجود و علم و قدرت ذاتى كبريائى