درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ١٣٨ - حديث ٤ از اصول كافى
بعبارت ديگر ذات كبريائى در ازل الآزال متصف بصفات ربوبيت و نيز اله هر مخلوق و عابدى بوده و عالم بهمه عوالم امكانى بوده است و مقتضاى اين تضايف آنست كه مربوبها و مالوهها و معلومات و شنيدنىها با ساحت قدس رابطه و معيت داشته باشند همچنين ساحت كبريائى با آنها رابطه معيت داشته باشد تا صدق نمايد.
و نظر باينكه مجعول و مخلوق با خالق محال است در مرتبه ذاتى هر دو يكسان باشند زيرا ساحت كبريائى ازلى است و وجود مخلوق زمانى است ناگزير بايد در اصل وجودى كه خالق ازلى و مخلوق زمانى دارد بنحوى اشتراك داشته باشند تا كافى باشد براى صدق تضائف.
بر اين اساس گفته شده خالق ثابت ازلى و مخلوق متغير و زمانى رابطه معيت آنان در دهر خواهد بود زيرا دهر محيط بر زمان و زمانيات و نظام خلقت و طبع مىباشد و تدريج در دهر نخواهد بود بلكه حاوى و محيط مجموع عوالم خلقت طبع خواهد بود.
با توجه باينكه ازل امتداد زمان نيست زيرا زمان محصول حركات افلاك و كرات مىباشد و آن نيز بطور يقين حادث بوده و لا محاله فناء پذير خواهد بود پس زمان نه ازل و نه ابد خواهد داشت.
و نيز توجه باين نكته كه موجودات زمانى نسبت بيكديگر سبق و لحوق و متقدم متأخر دارد بلحاظ زمانى كه آنها را در بر دارد ولى همه موجودات زمانى و هم چنين امتداد زمان همه و همه در وجود دهرى كه محيط بر سرتاسر عوالم خلقت طبع است معيت خواهند داشت همه زمان و زمانيات بطور مجموع معيت خواهند داشت سابق و لا حق و مقدم و متأخر در باره آنها مفهوم ندارد زيرا عالم طبع در حيطه دهر قرار دارد.
بر اين بيان صدق خواهد نمود كونه تعالى
ربا اذ لا مربوب
و نيز كونه تعالى