درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٥٩ - حديث اول توحيد از اصول كافى
شائبه نقص و امكان نبوده و غفلت و نسيان در آنها رخ نخواهد داد.
از نظر وحدت ساحت كبريائى و بساطت حقيقى او است كه فرمود
(بأنه مع كل شىء لا بمقارنة و غير كل شىء لا مزائلة
وَ هُوَ الَّذِي فِي السَّماءِ إِلهٌ وَ فِي الْأَرْضِ إِلهٌ) باينكه كبريائى او معيت قيوميه با هر موجود و آفريدهاى دارد بدون اينكه توأم و مقرون بآن و بنواقص آن شود.
هم چنين مغاير و بسيط واحد حقيقى است كه بر هر موجود و آفريدهاى احاطه علمى و شهودى دارد و چيزى از حيطه قدرت او خارج و بر كنار نخواهد بود ساحت كبريائى به همه امور جزئيه بىنهايت احاطه علمى و شهودى دارد با قيد جزئيت و تغير و تحول آنها هر لحظه بطور كلى ابدى كه ثابت و غير متغير است با اينكه تغيرى در علم او حادث نمىشود او نظر اينكه همه نور و پرتوى از ذات كبريائى است.
قوله عليه السلام: الواحد الاحد الصمد المبيد للأبد و الوارث للأمد:
ساحت كبريائى عين ازل است و امد او عين ابتداء و اوليت او است بلكه از نظر بيان حقيقت ازل و ابد و ابتداء و امد همه واحد است زيرا كبريائى او در ازل و ابد و احد قبل از دهر پس از حدوث حوادث و رويدادها بوده و هست زيرا او اصل و اساس هر پديده و صنع در نظام امكانى است و ساحت او غايت و غرض از خلقت عوالم ذات خود او است و كمال و آخرت و وارث است كه هرگز زوال پذير نخواهد بود بلكه هر چه سواى او است زوال و نفاد پذير خواهند بود بلكه جز ساحت او باطل و هر چه هست باطل است جز وجه كبريائى او.
وحدت ذات كبريائى غير از وحدتهاى امكانى ديگر است زيرا وحدت هر موجودى نفس وجود او است و ساحت كبريائى او حقيقت وجود بحت و بسيط است كه نامتناهى و غير محدود است و بر هر پديدهاى احاطه دارد (لا يَخْفى عَلَيْهِ شَيْءٌ فِي الْأَرْضِ وَ لا فِي السَّماءِ) و او اظهر و اجلى و اقرب بهر موجودى است و وحدت