درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٦٧ - حديث اول توحيد از اصول كافى
تفصيلى بموجودات و خصوصيات آنها اختصاص به پس از ايجاد دارد از نظر اينكه علم بهر موجودى تابع معلوم است و چون قبل از وجود معلوم وجود نداشته بدين نظر علم تفصيلى بخصوصيات همه آنها اختصاص بزمان بعد از ايجاد آنها خواهد داشت.
پاسخ از اين نظر آنست كه علم كبريائى بمخلوقات و اشياء بتبع علم بذات كبريائى و بآثار او است بدين جهت علم بموجودات نيز بتبع علم بذات ازلىّ خواهد بود و فقط مرتبهاى نازل از علم فعلى آفريدگار اختصاص بوجود اشياء در نظام وجود خواهد داشت يعنى در مرتبه ذوات موجودات.
و قول باينكه علم تابع معلوم است و قبل از وجود و تحقق خارجى معلوم نبوده تا اينكه مورد علم و احاطه قرار بگيرد.
پاسخ آنست كه علم اكتسابى بشر تابع معلوم است و نسبت بساحت پروردگار در ازل احاطه علمى بموجودات و آثار خود داشته بطور علم شهودى كه از پرتو و شئون ذات كبريائى است بلى مرتبهاى از ظهور علم فعلى پروردگار اختصاص بزمان ايجاد و تحقق خواهد داشت كه مرتبه نازلى از علم در نظام وجود است و منافات ميان آن دو سنخ علم نخواهد بود.
صحيح آنست كه علم فعلى ساحت كبريائى از شئون علم بذات قدس كه عين ذات كبريائى است و بتبع بما سواء و موجودات و عوالم امكانى احاطه علمى و شهودى دارد در مرتبه ذات و قبل از ايجاد و ازل و علم اجمالى بموجودات امكانى در آن مقام عين كشف و تفصيل است و هم چنين علم فعلى آفريدگار بموجودات امكانى در مرتبه تحقق و افاضه بموجودات كه از آن تعبير بعلم فعلى بعد الايجاد مىشود و علم و شهود ذاتى در مرتبه نازل از علم و شهود ساحت كبريائى هستند كه در عوالم تنزل و ظهور نموده است.
بر اين اساس عوالم امكانى در ازل مانند ابد مورد شهود علمى كبريائى بوده