درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٥٤ - حديث اول توحيد از اصول كافى
و مبدئيت بطور اطلاق است و بر اساس تفكر و استكمال نخواهد بود.
قوله عليه السلام: و لا شبهة دخلت عليه فيما لم يخلق
: مبنى بر تنزيه ساحت كبريائى است از اينكه هر عملى را انجام دهد و خواسته خود را خلق نمايد و بيافريند هرگز دچار تزلزل و وسوسه نخواهد شد و امرى را ايجاد ننموده نه از نظر وقوع شبهة و تزلزل است كه سبب توقف ساحت او گرديده است زيرا شبهة و تزلزل بشر در اثر نيروى واهمه است كه بر حقايق امور آگهى كامل ندارد از نظر ضعف نيروى عاقله بشر خصوص در مورد امور معقوله قوه واهمه حكم عقل را تصديق نخواهد نمود و به احكامى حكم نمايد كه شبيه بمطلوب است.
فقط در امور محسوس نيروى واهمه محكوم است و نمىتواند در برابر حس القاء شبهه نمايد و در موارد امور عقلى بطور كلى مىتواند باستناد قرائن و شواهدى القاء تزلزل نمايد و حكم قطعى عقلى را تكذيب نمايد و بديهى است كه نيروى واهمة در اثر ضعف نيروى عاقله خواهد بود و مجرد تصور خلاف بدان اعتماد نموده و بباطل و بر خلاف حكم عقل اظهار نظر خواهد نمود و اين از عوارض قوه عاقله بشرى است كه مقرون به نيروى واهمة و متخيله است و ساحت كبريائى منزه از نقص و امكان است و علم بذات كبريائى او سبب علم فعلى است كه بطور وجوب از او صادر مىشود زيرا واجب الوجود از همه جهات و تعينات خود و خلق و آفرينش او بطور وجوب مىباشد و بطور كلى ساحت او منزه از امكان و از نقص و تغيير و تزلزل خواهد بود و در هيچ مورد فرض نقص و يا امكان در ساحت او راه ندارد
قوله عليه السلام: لكن القضاء مبرم و علم محكم و امر متقن:
قضاء و حكم ساحت كبريائى بر اساس قاطعيت و نيز شهود واقعه و با نهايت اتقان است و هيچ تزلزل و شبههاى بر قدس او عارض نخواهد شد و قضاء و حكم