درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ١٠ - حديث اول توحيد از اصول كافى
موجودى نفس همان وجود و تعدد پذير نيست وحدت و قدس كبريائى وجود حقيقى محض است.
ذات ساحت كبريائى حقيقت وجود است يعنى وجود محض و حقيقت وجود و صرف وجودى است كه اتم از او نيست و تصور نميرود و لا محاله حقيقت واحده تعدد و كثرت پذير نخواهد بود مثلا انسان از نظر اينكه انسان است محال است تعدد و كثرت پذير باشد و زيد و عمر و خالد در اثر امر خارج از ماهيت انسان است باينكه وجود سبب كثرت و تعدد حقيقت انسان شده است يعنى حقيقت انسان در زيد و نيز در عمر و در خالد تحقق پذيرفته است.
بالاخره انسانيت حقيقت واحده است كثرت مربوط بوجود آنست يعنى هر فردى حصهاى از انسانيت واجد است بهترين قياس حقيقت وجود تعدد و كثرت پذير نخواهد بود جز در اثر امر خارجى از وجود و آن عدم و ماهيت مىباشد كه كثرت افراد وجود در اثر كثرت ماهيت و عدم آميخته بوجود است و وجود حقيقى محض همانا ساحت كبريائى است و موجودات جهان كه هر يك توأم با عدم و ماهيت است بمنزله سايه و شاخص و يا سرابى است دريانما.
الاحد: صفت مشبهه مبنى بر اينكه ساحت كبريائى يگانه و حقيقت وجود و مبدء كمالات وجودى است و ذات او حقيقت كمال واجب و همه صفات كمال عين ذات واجب او است و ساحت كبريائى حقيقت وجود و صرف وجودى است كه ثانى و مانند نخواهد داشت زيرا صرف وجود و حقيقت وجود كثرت و تعدد در آن فرض ندارد.
بالاخره واحد حقيقى بطور اطلاق واحد هرگز كثرت و تعدد نخواهد داشت بدين تناسب صفت وحدانيت و احديت ذات كبريائى بطور بداهت استفاده مىشود و حقيقت وجود و صرف وجود هرگز آميخته ببطلان و عدم و نيستى نخواهد بود و در اثر صرافت وجود فرض اينكه بساحت قدس او تيرهگى عدم و بطلان راه نخواهد