درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ١١٨ - حديث ٤ از اصول كافى
كلمه وجودى كن فكان است كه تحقق يافته و بطور دوام در حركت و سير و تكامل خواهد بود و هرگز عدم و فناء بر آن عارض نخواهد شد بلكه معناى كلمه كن ايجادى است كه فناء پذير نخواهد بود.
بعبارت ديگر روح و نيروى عاقله عبارت از موهبت الهى و يقينى است كه بشر را فضيلت و ابديت بخشيده و نيرواى است نورانى و غير متناهى در قوه انفعال كه تا ابديت از خيرات و فيوضات بىنهايت كبريائى مىتواند استفاده و بهرهمند گردد هم چنان كه فرمود (وَ إِنْ تَعُدُّوا نِعْمَةَ اللَّهِ لا تُحْصُوها).
از جمله نعمتهاى كه به بشر موهبت فرموده روح و نيروى تعقل است كه صلاحيت و استعداد نامتناهى در آن نهاده و يگانه موهبتى است كه از ساحت كبريائى غير متناهى در همه صفات كمال وجودى افاضه به بشر فرموده است.
روح و نيروى عاقله يگانه موهبت الهى ست كه بشر اهداء فرموده و هيچ يك از موهبتهاى ساحت كبريائى مانند روح مورد اهتمام معرفى نشده بدين نظر از آن تعبير بامانت فرموده و بجمله نَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِي آن را معرفى نموده است و آن را به همه عوالم عرضه فرموده و صلاحيت پذيرش آن را فقط بشر اعلام نموده كه با صغر جسم و زبونى و عجز آن را با آغوش باز پذيرفته است و آغاز تعقل آن بعالم ماده هنگام دميدن بجنين است كه قوه محض و ادراك و شعور بوده بدون اينكه صورت ادراكى و شعورى داشته باشد روح و نيروى تعقل يگانه موجود علوى و قدسى است كه از عالم بالا تنزل داده شده و بعالم طبع تعلق يافته و مجرد و ابدى است و غرض از نظام خلقت معرفى شده و بخلقت و تعلق آن باين جهان نظام عالم ابدى پىريزى مىشود زيرا اين جهان و هم چنين عوالم ديگر بمنظور سير و تكامل بشر است.
بالاخره خلقت اين جهان و برزخ و قيامت مقدمه براى زندگى ابدى بشر است و حقيقت آن نيز قائم بروح و روان است و بدن عنصرى و اعضاء و جوارح