درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ١٢٠ - حديث ٤ از اصول كافى
شده هرگز قابل قياس به معرفت روانى و رؤيت آثار و شهود پيروان مكتب توحيد و قرآن كريم نخواهد بود.
زيرا معرفت شهودى پيروان مكتب توحيد اكتسابى و هر لحظه معرض غفلت و يا امكان تزلزل در آن مىرود و موهبت وجودى و معرفت شهودى آثار و نورانيت حريم قدس كه برسولان و اوصياء افاضه شده از افق فكر بشر خارج است زيرا عبارت از جذبه ساحت ربوبى است آنچنان آنان را فرا گرفته كه لحظهاى از توجه بكبريائى صرف نظر ننموده و يا غفلت بر قلوب قدسيه آنان سايه نخواهد افكند.
و شاهد اينكه نور معرفت و حقيقت ايمان بساحت كبريائى بىنهايت است رسولان نيز در اين باره درخواستها نمودهاند.
از جمله موسى كليم عليه السّلام درخواست موهبت وجودى و معرفت شهودى زيادترى نموده در طى سخنان خود بجمله (رَبِّ أَرِنِي أَنْظُرْ إِلَيْكَ) هم چنان كه از تعليمات ربوبى نيروى شنوائى قلب وى بهرهمند است رؤيت روانى و شهود آثار عظمت و قرب بحريم كبريائى او را فرا بگيرد.
و ارائهاى كه در جمله ارنى در طى سخنان خود درخواست نمود همانا معرفت شهودى بآثار و اقصى مقام قرب بحريم كبريائى و نيز تشنه بصفات ربوبى است كه يگانه مسطوره امكانى كبريائى گردد.
بيدرنگ پاسخ را بجمله كوتاهى (لن ترانى) شرف صدور يافت كه از اين مقام قرب و معرفت شهودى كه بروان قدس تو موهبت نمودهايم ارتقاء نخواهى يافت زيرا كه زياده بر اين از معرفت اختصاص بمقام محمود و خاتميت رسالت دارد و اقصى مرتبهاى است كه امكان دارد نخستين مقام فضيلت امكان بآن نايل آيد بر حسب كريمة (وَ هُوَ بِالْأُفُقِ الْأَعْلى ثُمَّ دَنا فَتَدَلَّى فَكانَ قابَ قَوْسَيْنِ أَوْ أَدْنى ١٠- ٥٢) كه رسول صادع اسلام را عالىترين مقام امكانى معرفى نموده كه بجاذبه تدبير