درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٢٢٣ - حديث ٧ از اصول كافى
كه غرض از خلقت جهان طبع و پهناور كه هيچ يك از حدود آن براى بشر آشكار بوده و مبهم است بلكه بر حقيقت ذره و موجودى نيز جاهل است در آن صحنه كه سعه آن نيز زياده بر تصور است كاملا آشكار خواهد شد و بهترين نمونه صفت حكمت و قهر و ابديت كبريائى در آن عالم بمعرض نمايش گذارده خواهد شد
قوله عليه السلام: اتقن ما اراد من خلقه من الاشباح كلها لا بمثال سبق اليه و لا لغوب دخل عليه في خلق ما خلق لديه:
بيان صفت فعل و نظام جهان است كه آنچه را كه اراده فرمايد كه ايجاد نمايد و بيافريند بطور اتقان است كه بطور حتم به نتيجه و مقصد خواهند رسيد و در خلق و آثار كبريائى لغو و بيهوده نخواهد بود هم چنين هر فعل و اثر بطور اقتراح و بديع بوده و مسبوق بمثال سابق هرگز نبوده است و گر نه تسلسل لازم مىآيد.
و از جمله صفت فعل كبريائى بديع است از نظر اينكه هر يك از موجودات بىمانند و بىسابقه و بىلاحقه مىباشد.
و تشخص وجودى هر موجودى را بطور اقتراح و بدعت و بىمانند قرار داده است بدين جهت هر موجودى داراى شخصيت مخصوص است كه نظير و مانند ندارد و بالاخره در شخصيت و تشخص بديع و بىسابقه است و يگانگى ساحت كبريائى خالق خود را نمايش مىدهد نظر باينكه ساحت كبريائى قيوم موجودات است و مقوم شىء لا محاله احاطه بر آن خواهد داشت بمنظور اينكه خلايق را كه آفريده است و آنها را بسوى مقصدشان سوق دهد و نظام عالم مترتب گردد و نيز فعل و اثر خود را متقن آفريده بدون اينكه مثالى سابق داشته باشد و گر نه تسلسل لازم مىآيد و چنان كه مثال سابق مىداشت تسلسل و محال لازم بود و فاعليت او تنزيه بطور حركت و اعمال نيروى جسمانى بوده محال لازم بود زيرا ساحت كبريائى منزه از حركت و نقص و زوال است.