درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ١٠٦ - حديث ٣ از اصول كافى
قوله عليه السلام: و من اسخط الخالق فقمن ان يسلط اللَّه عليه سخط المخلوق:
و هر كه در اثر كفران نعمت و التزام بگناهان در مقام تمرد بر آيد بخطرى خواهد افتاد باينكه ساحت پروردگار او را مورد سخط و غضب و آزار مردم قرار دهد زيرا چنانچه از وظايف الهى تمرد نمايد لا محاله بر حقوق مردم نيز تجاوز خواهد نمود در اثر اين رذيله وقار خود را از دست داده باكى ندارد كه بر ضرر مردم نيز اقدام نمايد بالاخره فاقد نيروى تقوى و وقار خواهد بود و هم چنين وقار و هيئت و موقعيتى نيز در قلوب مردم نخواهد داشت و در اثر تجاوز بر حقوق مردم مورد كيفر و مجازات قرار گيرد و لا اقل نيز مورد هتك قرار خواهد گرفت.
قوله عليه السلام: و ان الخالق لا يوصف الا بما وصف نفسه:
بيان آنست كه اهل ايمان ساحت كبريائى را نمىتوانند توصيف نمايند و نيز نبايد از نظر خود توصيف نمايند جز از طريقى كه ساحت پروردگار اعلام فرموده و از اهل بيت طهارت عليهم السلام مضمون و مفاد آن رسيده باشد زيرا علم بشر مقرون بجهل است و قابليت ندارد كه بصفات كبريائى راه يابد و بفهمد جز از طريق تعليمات و برنامه مكتب قرآن كه آن هم مفاد توصيف را بفهمد و بآن معتقد باشد و بخصوص از سخنان آنان پيروى نمايد.
قوله عليه السلام: و انى توصف الذى يعجز الحواس ان تدركه و الاوهام ان تناله و الخطرات ان تحده و الابصار عن الاحاطة به:
چگونه مىتواند بشر ساحت كبريائى را توصيف نمايد در صورتى كه پايه علم و دانش بشر نيروى حس است كه عاجز است كبريائى و عظمت او را درك