درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ١٨٣ - حديث ٦ از اصول كافى
و هر معنا و مفهوم غير معناى حقيقت وجود چون توأم با عدم است محتاج است باينكه بهرهاى از وجود استفاده كند چون فاقد وجود است فقط امكان وجود خواهد داشت و پس از فيض وجود قائم بغير و واجب بغير خواهد بود.
و از كلمات لا اله الا اللَّه مانند هو اللَّه احد كه استفاده واجب الوجود من جميع جهات مىشود ميتوان ساير صفات كمال وجودى را استفاده نمود از نظر اينكه وجوب وجود و صرافت و بساطت وجودى تمام كمالات و مقامات وجودى را حائز است زيرا علم و قدرت و مبدئيت براى فعل و فيض آثار وجود بطور اطلاق است و هم چنين ساير صفات كه از شئون فيض و افاضه است از وجوب وجود استفاده مىشود و بفرض چنانچه صفتى از صفات وجود بطور اطلاق را سلب نمود تركيب از اثبات و نفى لازم مىآيد بالاخره نميتوان صفتى از صفات كمال وجودى را از ساحت كبريائى سلب نمود شاهد آنست كه همه صفات و كمال وجودى از شئون ذات كبريائى است از جمله تغييرات جالب علم كله و قدرت كله و حيات كله و عالم و قادر وحى و فيض كله و فياض على الاطلاق خواهد بود.
و قول باينكه صفات كمال وجودى سبب كثرت و تعدد ساحت كبريائى است بىاساس خواهد بود در حقيقت همه صفات و لوازم و شئون وجوب وجود على الاطلاق را از واجب سلب نمود وجود بىمحتوى خواهد بود ساحت كبريائى از اقوالى كه بر خلاف حقيقت توحيد خالص است منزه خواهد بود از جمله از قول بتعطيل است كه صفات و كمالات وجودى سبب كثرت بوده بايد سلب و تعريه گردد و ساحت قدس منزه از هر نقص و امكان است.
خلاصه هر موجودى كه ماهيت و حد ندارد نعت كلى ذاتى ندارد بلكه ماهيت آن بىحدى و وجود صرف خواهد بود هم چنان كه ماهيت انسان متقوم از نعمت ذاتى است مانند حيوانيت و حساسيت و نطق و همه اين حقايق ذاتى غير از وجود بلكه حدود وجود هستند كه بهرهاى از وجود ندارند و هر معنا و مفهومى