درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٣٣ - حديث اول توحيد از اصول كافى
نخواهد آمد و هم چنين ماهيت از وجود تحقيق نيافته و صورت نخواهد گرفت بلكه نظام جهان بر وجود و هستى است بطور تسلسل و پيوسته وجود مراتب بىشمار دارد از لحاظ قوت و قدرت و علت و معلول و نيرو و ضعف و تقدم و تأخر و بر حسب حكم خرد نظام متحرك جهان از موجود ثابت و مستقر بايد نيرو گرفته بحركت تدريجى خود ادامه دهد و چنانچه بفرض نظام حركت موجودات جهان از اصل ثابت نيرو نگرفته و ارتباط نداشته باشد محال است زيرا نيروى متحرك بايد به نيروى ثابت و مستقر منتهى شود و گر نه تسلسل لازم خواهد آمد زيرا متحرك از قوه و يا نقص آميخته است.
نتيجه اينكه نيروى وجود و پرتو هستى از مقام عالى افاضه مىشود و موجودات امكانى را فرا ميگيرد و بحركت در مىآورد و از فيض وجود تعبير بخلق و آفرينش مىشود كه موجود حقيقى و ثابت كه حقيقت قدرت و نيرو و احاطه و نورانيت محض است در اثر افاضه وجود و پرتو نور هستى موجودات را فرا ميگيرد و نظام حركت در سراسر موجودات و تأثير و تأثر و فعل و انفعال در يك ديگر صورت ميگيرد و تا آخرين موجود كه از بهره ناچيزى از هستى برخوردار است و در اثر افاضه وجود كه از موجود حقيقى كه حقيقت قدرت و احاطه و حيات است بموجودات لا محاله وجودى كه پرتو ميافكند محدود بحد عدمى بوده و بصورت موجودات مادى در مىآيد.
و لازم صدور فيض وجود از ساحت موجود حقيقى قائم بخود آنست كه خالق از مخلوق امتياز ذاتى خواهد يافت زيرا موجود حقيقى خالق و نامحدود و نامتناهى و نور محض ثابت و ازلى است و آنچه شرف صدور يافته از سنخ وجود است كه از موجود حقيقى تراوش نموده و فيضان يافته وجودى است كه توأم با تيرگى و محدود و عاريتى است.
و نظر باينكه همه كمالات و فضايل از شئون وجود است لا محاله وجود واجب واجد