درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٣٤ - حديث اول توحيد از اصول كافى
كمالات وجودى بطور اعلى و اشرف خواهد بود مانند حيات ازلى و علم و قدرت ازلى نتيجه اينكه در اثر فيضان وجود كه موجودات را بوجود آورد وجود محدود بحد عدمى و توأم با ماهيت بوده يعنى وجودى كه توأم با عدم و نيستى است محال است خودبخود ثبوت داشته باشد بلكه بايد از وجود واجب هر لحظه فيض وجود موجودات را فرا بگيرد و مرز و حدى فاصله آن زياده از حد وجود محدود عاريتى از موجود حقيقى بسيط ثابت و قائم بذات نخواهد بود.
هم چنين صفات ذات كبريائى شباهتى بصفات موجودات محدود و عاريتى نخواهد داشت زيرا صفات كمال از شئون وجود است و همان فاصله زياده بر تصور كه ميان وجود واجب حقيقى با موجود محدود عاريتى است همان فاصله نيز در صفت ذاتى ازلى كبريائى يا صفت محدود و عاريتى كه هر لحظه بايد تجديد و افاضه شود بطور حتم خواهد بود.
خلاصه نظام متحرك موجودات جهان كه وجود هر يك از موجودات آن توأم با ماهيت مخصوص و محكوم باحكام مخصوص است بطور عيان و يقين و بحكم خرد منتهى بوجود واجب خواهد بود از نظر اينكه وجود محدود توأم با عدم و فاقد وجود است فقط صلاحيت قبول و پذيرش وجود را دارد لا محاله از مقام قدس ربوبى كه موجود حقيقى و قائم بذات و ازلى و ابدى است بايد وجود و پرتو هستى بآن افاضه شود و از مقام عالى ما وراء تنزل نمايد و موجودات را فرا بگيرد.
بدين وسيله موجودات امكانى بوجود حقيقى ساحت كبريائى مىپيوندد مانند سايه و شاخص و در عين ارتباط وجود محدود با ساحت قدس كبريائى فاصله آن دو زياده بر تصور بوده كه هرگز شباهتى ميان آن دو نخواهد بود نه در ذات و نه در صفات و نه در آثار اين است مفاد جمله.
(و حد الاشياء كلها عند خلقه ابانة له من شبهة و ابانة له من شبهها)
. بينونت ذاتى و صفاتى و آثارى ميان مخلوق و خالق زياده بر تصور است و هيچ