درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٣٦٢ - حديث دوم از استطاعت و تفويض
و جوارحى و از وسائل خارجى هنگامى است كه آنها را بكار بندد و از آنها استفاده نمايد و از آن امانت و قدرت عاريتى عملى را انجام دهد.
قوله (ع): فاذا لم يفعلوه في ملكه لم يكونوا مستطيعين ان يفعلوا فعلا لم يفعلوه:
امام عليه السّلام فرمود چنانچه بشر از قدرت و استطاعت كه پروردگار در اختيار او نهاده استفاده ننمايد و كارى را انجام ندهد ديگر نميتواند گذشته و قدرت از دست رفته را بازيابد و از آن استفاده نمايد.
و شاهد آنست كه قدرت محدود و موقت و عاريتى است و هر وقت قدرت و استطاعت خدا داده را بكار بندد بطور عاريت بوده و محدود و مشروط بامكاناتى خواهد بود شاهد قطعى آنست كه بطور تفويض نخواهد بود.
قوله عليه السّلام: لان اللَّه عز و جل اعز من ان يضاده في ملكه احد:
ساحت كبريائى منزه و مقدس از آنست كه مخلوقى بتواند با عزت و قدرت كبريائى او معارضه نمايد از نظر اينكه هرگز قدرت و استطاعت نامحدود و بطور اطلاق و بطور استقلال بموجودى موهبت نفرموده است و امكان ناپذير است كه مخلوق كه وجود او ربط محض و محض ربط بساحت كبريائى است قدرت نامحدودى بيابد و بطور استقلال از آن قدرت و نعمت استفاده نمايد.
قوله (ع): قال البصرى فالناس مجبورون قال لو كانوا مجبورين كانوا معذورين:
شخص بصرى سائل عرض نمود نتيجه آن مطلب آنست كه بشر در افعال خود مجبور خواهد بود از نظر اينكه قدرت را نميتواند بكار بندد.
امام پاسخ فرمود كه مردم در افعال و حركات ارادى خود مختار هستند بدليل