درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٣٦٠ - حديث دوم از استطاعت و تفويض
از اعمال قدرت در باره افعال بشر پنداشتند ساحت كبريائى منزه از چنين نقص و بهتان است.
بدين جهت در روايات بسيارى از حقيقت قول بتفويض و حقيقت استطاعت از ائمه عليهم السّلام سؤال شده است از جمله روايت كه مورد نظر است.
قوله (ع): فقال أ تستطيع ان تعمل ما لم يكون قال لا:
امام عليه السّلام از سائل پرسيد آيا استطاعت و قدرت آن را دارى در باره امرى كه نشده است استطاعت خود را بكار ببرى و آن را انجام دهى سائل عرض نمود خير نميتوانم قدرت و استطاعت من محدود بزمانى است كه توان آن را داشته باشم و بطور اطلاق نخواهد بود.
قوله (ع): قال فتستطيع ان تنتهى عما قد كون قال لا:
امام عليه السّلام از سائل پرسيد آيا ميتوانى و استطاعت آن را دارى از كارى كه انجام شده و تحقق يافته سرباز زنى و آن را ناخواسته و ناكرده پندارى سائل عرض نمود خير كارى كه شد واقع شده محال است كه انقلاب بيابد و واقع نشده باشد.
قوله (ع): قال فقال له ابو عبد اللَّه (ع) فمتى انت مستطيع قال لا ادرى:
امام عليه السّلام از سائل پرسيد پس چگونه قدرت و استطاعت دارى و ميتوانى قدرت و نيروى خود را بكار ببرى و عملى را انجام دهى سائل عرض نمود نميدانم بفرمائيد و غرض از سؤال همين است كه حقيقت استطاعت و قدرت كه ساحت كبريائى به بشر موهبت فرموده حد و حقيقت آن چيست.