درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ١٩٨ - حديث ٧ از اصول كافى
خلاصه جهان صنع بر اساس تحول و حركت نهاده شده و حركت بمنظور هدف و مقصدى است كه از مقام كبريائى درخواست شده و آنچه از ساحت كبريائى افاضه مىشود نور هستى و وجود اطلاقى است كه جهان و جهانيان را فرا ميگيرد و بدين وسيله پاسخ درخواستهاى سرتاسر جهان را داده هر يك را بقدر استعداد خودشان بهرمند نموده و بسوى مقصد آن را سوق ميدهد بدون اينكه مزاحمتى و يا معارضهاى رخ دهد و هر موجودى زياده بر سهم خود ندارد.
ظاهر از جمله
(كل يوم هو في شأن)
مبنى بر تأكيد است كه نظام جهان بر اساس حركت و تحول نهاده شده كه در هر ذره ريز و كلان فرمانروا است و حركت از قوه و استعداد بسوى مقصد و فعليت و غرض است و همه از ساحت قدس اين چنين درخواست مىنمايند پرتو و نور اطلاقى واحدى كه شأن از شئون كبريائى است افاضه ميفرمايد و پاسخ همه موجودات را داده آنها را بمقصد شأن سوق مىدهد شأن كبريائى واحد است و همه موجودات و ذرات جهان از آن بهرمند خواهند شد و كثرت زياده بر تصور از نظر كثرت زياده و بىنهايت نيازمندان است.
گفته شده كه غرض از آيه اعتراض بيهود است كه مىگفتند (يَدُ اللَّهِ مَغْلُولَةٌ) كه پس از خلقت جهان نظام آن را واگذارده و از فيض بآنها خوددارى نموده است
قوله عليه السلام: لم يكن الذى لم يلد فيكون في العز مشاركا و لم يولد فيكون موروثا هالكا:
گفته شده مبنى بر نقض گفتار مسيحيان است كه چنين پنداشتهاند كه عيسى بن مريم فرزند آفريدگار است بدين جهت او را پرستش مىنمودند و معبود نزد آنان والد و نيز مولود بوده است ولد و فرزند شريك با پدر است در پيدايش و حال آنكه ساحت كبريائى صرافت وجود و حد و ماهيت ندارد تا اينكه فرزندى در مرتبه خود داشته باشد زيرا سبب طبيعى براى نسل و نسبيت بفرزند بمنظور بقاء نسل است و هر مولودى ناگزير مانند والد هالك بوده كه وراثت او را بعهده گرفته است