درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٦٦ - حديث اول توحيد از اصول كافى
حدوث و عروض علم بر ساحت كبريائى مىشود صحيح نيست زيرا علم بمعلومات و موجودات امكانى از ازل همه تحولات را هر يك از موجودات احاطه علمى داشته و دارد تحول از حالات موجودات طبع است نه در شئون علمى ساحت كبريائى كه ازلى و ابدى و قبل از خلق و ايجاد و بعد از فناء همه يكسان مورد احاطه علمى و قدرتى خواهند بود.
هم چنان كه ساحت كبريائى علم بذات و بصفات خود دارد علم و احاطه بمخلوقات بپردازد يعنى بهمه شئون آنها كه ذرهاى از ذرات جدا هر يك مواد احاطه علمى بوده و در حيطه قدرت آفريدگار خواهد بود و بطريق علم حضورى ازلى قبل از ايجاد در مرتبه ذات و نيز پس از ايجاد در مرتبه معلولات و موجودات خواهد بود از جمله اقوال در باره علم ساحت پروردگار آنست كه بموجودات مجرده و ماديات موجودات عالم طبع همه آنها بوجوداتها العينى حاضرند پس از ايجاد و اين علم بتبع علم بذات قدس كبريائى است.
اين نظر مورد انتقاد است زيرا موجودات مادى و عالم طبع از نظر ماديت لا محاله صورتهاى علمى آنها مورد احاطه علمى است و ماديت هرگز شايسته حضور شهودى نخواهد بود جز از طريق صورت علمى و نيز علم ساحت پروردگار اختصاص به هنگام بعد از ايجاد ندارد بلكه از ازل احاطه بصورتهاى علمى موجودات داشته است و از شئون ذات كبريائى است و قبل از ايجاد و پس از ايجاد همه در ذات بارى تعالى يكسان مورد احاطه شهودى و علمى بوده است و فقط مرتبهاى از علم فعلى اختصاص بزمان ايجاد دارد ولى علم ذاتى همه آنها ازلى و ابدى است بالاخره علم ساحت كبريائى باشياء و موجودات امكانى از شئون علم بذات و بصفات ذات و عين همان علم است هم چنان كه صفت قدرت نيز چنين است.
از جمله اقوال آنست كه پروردگار در ازل علم تفصيلى بذات كبريائى خود داشته و بتبع باشياء و موجودات قبل از ايجاد علم اجمالى داشته است و اما علم