درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ١٢٥ - حديث ٤ از اصول كافى
ولى در خارج حقيقت همان وجود و فيض الهى است كه اصيل و در نظام جهان خودنمائى مىنمايد و داراى آثار ذاتى و طبيعى است و ماهيت عدمى و تيرهگى است كه بهرهاى از نورانيت وجود و فيض الهى نمىبرد.
از اين بيان مفاد جمله معطوف و لا بائن منها نيز آشكار شد كه وجود و شخصيت هر موجودى به بهره وجود و هستى است كه بآن افاضه مىشود و آن را بنمايش در مىآورد و آثارى بر آن مترتب مىنمايد چگونه وجود و فيض الهى مبائن با موجودات خواهد بود بلكه حقيقت آنها است.
بعبارت ديگر امتياز موجودات امكانى از ساحت ربوبى نه فقط از نظر فصل وجودى است زيرا هر يك از موجودات امكانى حصه و سهمى از وجود و نور هستى استفاده نمودهاند بلكه امتياز بقيد عدمى است و موجود ممكن آميخته بقيد عدمى و ماهيت است.
ولى وجود ساحت كبريائى حقيقت وجود و بساطت وجود در ذات و در جميع جهات واجب و بسيط است بلكه حقيقت تفاوت ميان خالق و مخلوق بامور عدمى است و مراتب نقصان و نقص كه در موجودات است.
بالاخره اعدام و ماهيات آنها سبب امتياز ذاتى ممكنات از ساحت كبريائى ميباشد و دخول در اشياء از نظر احاطه و قيوميت است نه بمعناى امتزاج كه صفت جسم است و نه بمعناى دخول و جزئيت است.
بلكه هر موجود امكانى بر حسب تحليل دو جزء خواهد داشت اصل طبيعت وجود و ديگر حد خاص كه از نظر قصور وجود و آميختگى آن بعدم و ماهيت است زيرا هرگز ماهيت بهرهاى از وجود نخواهد داشت و جز حقيقت وجود باقى نمىماند و نظر باينكه هر يك از مراتب نقصان مصداق بعض معانى است كه به آنها ماهيت گفته مىشود.
پس ممكن در اثر قيد عدمى از وجود واجب امتياز ذاتى خواهد يافت نه