درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٢٧٣ - حديث ٧ از اصول كافى
آن را دارد شروع مىنمايد بالاخره وجود و هستى حقيقت واحد مقول بتشكيك و مراتب بىنهايت دارد در ذات و حقيقت وجود حركت و قوه نهفته نيست بلكه حركت و قوه و فعل و هر گونه تحول در اثر قابليت محل است كه بآن ماهيت گفته مىشود و در اثر فيض وجود نيرو و ماهيتى كه سبقت ذهنى داشته اثر وجود در آن ظاهر و آشكار مىشود همچنان كه وجود تعديشان افاضه مىشود وجودات ثابت و قائم خواهند بود و از حركت و تعالى محدودند.
از اين مقدمات استفاده شد كه همه موجودات مادى و طبيعى كه بر اساس تغيير و تحول و كثرت و قوه و حركت نهاده شده هر يك بحد وجودى خود ظهورى از علم فعلى و شهود و قدرت كبريائى است يعنى در اثر تابش نور وجود بصحنه امكانى موجودات طبيعى را فرا گرفته بهمان شرائط نامبرده و منازل و در اثر تابش نور وجود مورد شهود و حيطه كبريائى قرار خواهد داشت و تغير و تحول نيز لازم ذاتى و ماهيت آن موجود طبيعى است يعنى فيض وجود مورد را از نظر قابليت بخصوص در حركت و تغيير و تحول در آورده است بسير و تجدد فيض مخصوص كه لازم هر يك از انواع موجودات طبيعى است ادامه ميدهد.
نتيجهاى كه از اين مقدمات گرفته مىشود آنست كه همه موجودات مادى و طبيعى كه هر لحظه در حركت و تحول و تغير هستند و حركت و تحول آنها نيز در اثر نيروى وجود است كه مورد را بحركت و جهش در مىآورد و از طرفى نور وجود مقول بتشكيك و مراتب بىنهايت دارد ولى همه در اثر تابش نور است كه موجودات ساز است و همچنين نور وجود است كه بصحنه جهان تابيده موجودات و زمانيات و متجدداتساز است و همه اثر و پرتو فيض وجود است كه بصحنه امكانى و ماهيات تابيده اين حقائق مرموز آفرينش را بظهور در مىآورد.