درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٢٧٥ - حديث ٧ از اصول كافى
در اثر اقتضاء مورد و اتصال بعالم ثابت در اثر اقتضاء ذاتى ماده بحركت در مىآيد و زمان و زمانيات را صورت ميدهد بالاخره نظر باينكه وجود مقول بتشكيك و بىنهايت است همه مراتب موجودات طبيعى را پيموده و بحركت در مىآورد تا آنجا كه از حركت صعودى بمقامى عالىتر از تصور مانند مقام خلت و خاتميت ميرسد و از حركت انحطاطى بقوه محض و هيولى تنزل خواهد نمود.
و همه مراتب موجودات طبيعى كه بينهايت است همان وجود اطلاقى مرتبه نازلى باختلاف در حال از ظهور علم و شهود كبريائى خواهد بود و آنچه در ماهيات امكانى اسرارى نهفته است بظهور در مىآورد و همه گوياى
(وحده لا شريك له)
هستند و از هر يك اين ندا شنيده مىشود.
عالم خلق و عالم تعلق گر چه تيره و تاريك و ظلمت و پراكندهگى و كثرت و فناء است بر اين اساس كه ارواح بشر در اثر تنزل بعالم خلق و تعلق ببدن عنصرى مورد آزمايش قرار ميگيرند و زندگى تعلقى براى بشر يگانه وسيله ارتقاء و تعالى مقرر شده و ارواح قدسيه با اينكه در نشئات سابق سبقت وجودى داشته و بر قدسيان نيز فضيلت يافته ولى در اثر تنزل بعالم خلق سبقت وجودى و فضيلت ذاتى آنان بمعرض ظهور در آمده است.
روح قدس عيسى مسيح عليه السّلام كه هنگام نوزادگى دعوى (إِنِّي عَبْدُ اللَّهِ آتانِيَ الْكِتابَ) نمود مسطورهاى از ساير رسولان است اين چنين روح قدسى در دوره تعلق و زندگى خود بمقامى زياده بر تصور خواهد رسيد مقامى كه فرشتگان در مقام اعتراض بر آمده و بر خلقت بشر اظهار نظر نمودند پاسخ (إِنِّي أَعْلَمُ ما لا تَعْلَمُونَ) شرف صدور يافت.
بر اين اساس عالم خلق غرض اصلى از نظام امكانى است و در اثر سعى و حركت مىتوان بمقاماتى زياده بر تصور نائل گشت و هر ذره و موجودى نيز در اثر فيض وجود اسرار نهفتهاى را بعرصه ظهور در مىآورند و همه مظاهر توحيد ذات و صفات و آثار كبريائى هستند.