درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٥٣ - حديث اول توحيد از اصول كافى
بجمله خلق ما ابتداء نموده از نظر اينكه چه بسا عمل جوارحى بر بشر آغاز امر و نخستين بار سخت و دشوار است و پس از تكرار عمل ملكه آن را تحصيل نموده بر او سهل و آسان خواهد شد و بر ساحت كبريائى هرگز عمل خلق و آفرينش صعوبت و سختى ندارد و آغاز خلقت هر موجودى با ادامه آن يكسان است.
هم چنان كه آيه (أَ وَ لَمْ يَرَوْا أَنَّ اللَّهَ الَّذِي خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ وَ لَمْ يَعْيَ بِخَلْقِهِنَ) ناظر باين حقيقت است كه خلقت و آفرينش كرات بيكران و بىشمار و ادامه نظام آنها و اينكه هر يك از آنها را در مدار مخصوص بحركت در مىآورد و نظام جهان را تأمين مىنمايد هرگز بر ساحت قدس صعوبت و سختى ندارد.
قوله عليه السلام: و لا من عجز و لا من فترة بما خلق
: بيان قدرت و مبدئيت ساحت كبريائى است كه با قدرت نامتناهى كه بمجرد اراده خواسته او بيدرنگ بوجود مىآيد عجز و ناتوانى و يا خستگى و سستى خلق و آفرينش مفهوم ندارد.
قوله عليه السلام: اكتفى علم ما خلق و خلق ما علم
: بيان كمال قدرت و علم و احاطه باشياء است و خلق و آفرينش او در اثر علم بصلاح و تابع آنست و قدرت و علم فعلى و مبدئيت او براى آفرينش يگانه و واحد است و شاهد بر استقلال او بر خلق و آفرينش است فقط علم بصلاح سبب تام براى خلق است بدون اينكه وابسته بشرط باشد.
قوله عليه السلام: و لا بالتفكير في علم حادث اصاب ما خلق
: علم و قدرت او بر اساس فكر و رويه و آزمايش نخواهد بود هم چنان كه بشر اقدام بعملى كه مينمايد بر اساس تفكر و تروى و سنجش است و بدون انديشه و فكر و بررسى بعملى اقدام نخواهد نمود و بيان آنست كه علم ساحت كبريائى ذاتى