درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٢٠٧ - حديث ٧ از اصول كافى
قوله عليه السلام: و كل يوم هو في شأن
: بيان و مظاهر كبريائى واحد است و آن وجود اطلاقى است كه فيض واحد است ذرات موجودات را فرا مىگيرد و آثار بىشمار و نامتناهى بر آن مترتب مىشود و كثرت بىنهايت به لحاظ موجوداتى است كه از ساحت كبريائى مسألت نموده و از فيض وجود و گسترش هستى بهرمند شدهاند.
قوله عليه السلام: الذى ليست في اوليته نهاية و لا لآخريته حد و لا غاية:
حد بطور كلى چه ابتداء و آغاز و يا نهايت از عوارض اجسام و اوضاع و مقادير است كه بالذات بآنها عارض مىشود و بزمان و زمانيات و حركات بالعرض است و ساحت كبريائى منزه از جسم و جسمانى و منزه از حد و نهايت است.
و چنانچه گفته شود كه ساحت كبريائى ازلى باقى است نه بمعناى آنست كه زمان او نهايت ندارد زيرا زمان از جمله مخلوقاتى است كه از لوازم و حركت و جسم است و نيز از لوازم ماده و صورت است و مجموع زمان بقياس ازليت ساحت كبريائى مانند لحظه است هم چنان كه همه اماكن مانند نقطهاى است در برابر عظمت وسعة وجودى او.
قوله عليه السلام: الذى لم يسبقه وقت و لم يتقدمه زمان:
از نظر اينكه وجود او ازلى است و فوق زمان و زمانيات است و احاطه بر مجموع زمان دارد بدين جهت هرگز زمان بر وجود او سبقت نداشته و لحظه از زمان بر او پيش نگرفته است بلكه ساحت او خالق زمان و وقت و سبقت و لحوق است و شاهد و دليل آنست كه در هيچ يك از اين اوصاف با مخلوقات شركت نخواهد داشت