درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٨٢ - حديث اول توحيد از اصول كافى
و بر حسب موارد امكانى حقايقى از آن پديد مىآيد عقل بشر از اختلاف و مراتب وجود ماهياتى را انتزاع مىنمايد و احكام خاصى نيز در اثر اختلاف ماهيت بر وجود مترتب خواهد شد.
موجود امكانى معلول و مجعول بجعل بسيط است يعنى ربط محض بآفريدگار و واجب بالغير ميباشد آنچه از ساحت كبريائى شرف صدور مىيابد نور وجود و مجعول بالذات همان فيض وجود و هستى است كه به تبع آن ماهيت نيز صورت ميگيرد و حكم آن موجود آشكار و مترتب بر آن مىشود.
و بنظر دقيق آنچه موضوع و مجعول است وجودى است كه در نظام تحقق يافته و فيض وجود آن را فرا گرفته و مجعول بعرض و حد و معرف آن مثلا ماهيت انسان است از نظر اينكه عقل آن را تحليل نموده آنچه اصيل و در خارج تحقق يافته وجود و فيض هستى است و معروض وجود صورت و ماده انسان است و آنچه عقل از آن موجود انتزاع مىنمايد ماهيت و حد انسان است كه عارض بر وجود است و بالاخره ماهيت در ذهن سبقت دارد ولى در خارج مترتب و عارض ببر وجود و معرف آن خواهد بود خلاصه ساحت كبريائى از نظر علم بذات قدس خود مبدئيت و قهر خود را عالم است كه هر چه را از موجودات آفريده بر آنها احاطه علمى دارد و همه قائم باويند و هرگز از خارج استفاده نخواهد نمود زيرا هر چه هست مخلوق و آفريده اويند.
گذشته از اينكه در علم ساحت پروردگار تغيير و تحول لازم مىآيد مثلا قبل از وجود زيد عالم است با اينكه زيد معدوم است و سپس از وجود تحقق زيد علم ديگرى بر او عارض شده و سبب تغيير و تبدل علم او مىشود و ساحت پروردگار هرگز از امور خارجى استفاده نخواهد نمود و بر علم او تغييرى عارض نمىشود و علم او زمانى نبوده و بر حسب تبدل زمان نخواهد بود و در هر فرض صورت علمى چنانچه از موجود خارجى اخذ نمايد در علم او تبدل و تغيير رخ مىدهد و اين نقص است و ساحت او از نقص منزه است.
و هم چنين منزه از كثرت است باينكه صفت زايد بر ذات كبريائى باشد بلكه