درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ١٧٧ - حديث ٦ از اصول كافى
كبريائى نموده و اينكه موجود و مخلوقى در خلقت جهان هرگز شركت نخواهد داشت و نيز از صفات زائد كه بر اساس نقص است ساحت او را تنزيه نمايد و هر مرتبهاى را معتقد شود سبب شدت ايمان و توحيد و كمال آن خواهد بود و بمرتبه بالا نيز ميتوان نائل گشت.
قوله عليه السلام: و كمال معرفته توحيده و كمال توحيده نفى الصفات عنه بشهادة كل صفة انها غير الموصوف و شهادة الموصوف انه غير الصفة:
در روايت تغيير بكمال معرفت نموده شاهد آنست كه مراتب و درجات بسيار دارد كه اصل و ريشه آنها ذاتى و فطرى بشرى است و بايد در اثر آموختن و تعليم و تفكر بر علم فطرى خود بيافزايد اسرار و نهانىها را كشف نمايد.
در حقيقت هر خردمندى در اوايل زندگى خود بطور بداهت حكم مينمايد باينكه خالق و آفريدگارى است كه جهان را پديد آورده است ولى ساير خصوصيات و مراتب معرفت لا محاله بايد از طريق تعلم و آموختن باشد با توجه باينكه اين برنامه عقيده و ايمان افراد عادى است ولى رجال الهى كه از تعليمات ربوبى بهرمند هستند در فطرت آنان همه مقامات توحيد و معرفت ذات و توحيد و صفات و افعال بنهايت مرتبه بوديعت نهاده شده و آموختهاند و بطور موهبت نهفته دارند و حكم فطرت بشر باينكه اثر بدون مؤثر نخواهد شد سبب مىشود كه در مقام تحقيق بيشترى بر آيد و حقيقت مرموزى كشف نمايد و همان برنامه است كه ساحت آفريدگار براى تعليم و تربيت بشر گسترده و آن برنامه توحيدى است كه رسولان و رجال الهى در جامعه بشر بنا نهادهاند.
و كمال تصديق بوجود كبريائى توحيد و يكتائى و بىهمتائى اوست زيرا عقيده بوجود بدون صفت وحدانيت تصديق ناقص خواهد بود زيرا قوام وجود كبريائى بوحدت حقيقى و بساطت ذات او مىباشد بالاخرة وجود ذات او عين وحدت و بساطت حقيقى است.