درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٩٥ - حديث اول توحيد از اصول كافى
در خارج بطور حادثه جزئى رخ داده ولى علم و احاطه كبريائى و افاضة وجود بهر يك از خصوصيات بىنهايت علم كلى قيوميه است كه هر لحظه بر همه تحولات موجودات و حوادث آنها احاطه شهودى از ازل بآنها داشته و هرگز بر ساحت كبريائى او در اثر علم كلى و شهودى بهمه خصوصيات نامتناهى هر يك از موجودات تغييرى و يا نقصى و يا تركيبى و يا كثرتى در علم كبريائى تصور نميرود و ميتوان اين چنين تعبير نمود با اينكه حقيقت علم و احاطه كبريائى بكليات حوادث و بجزئيات هر يك كه نامتناهى در نامتناهى است.
اين چنين تعبير نمود كه علم و احاطه شهودى مقام كبريائى باثار و اشعه كبريائى خود در سرتاسر نظام بطور علم قيوميه كلى ثابت و ازلى است كه بهمه جزئيات و كليات نظام بىنهايت امكانى يكسان احاطه قيوميه دارد بدون اينكه نقصى و يا حدوث و يا كثرتى و يا تغييرى تصور شود با اينكه علم ساحت كبريائى بموجودات امكانى به تبع و از پرتو ذات قدس و صفات واجبه است و مجهول الكنه مىباشد.
ولى بطور حتم معرض عوارض و يا تغيير قرار نخواهد گرفت.
و اشكال حدوث تغيير و يا حدوث و يا كثرت در باره علم ساحت كبريائى بامور و جزئيات از نظر قياس بعلم محدود بشر است كه فقط از طريق نيروى حس و يا خيال مىتواند بامور جزئى و حوادث خارجى راه بيابد و چنانچه ساحت كبريائى نيز مانند بشر علم و احاطه بامور جزئيه خارجى باشد نقص و تغيير حدوث و كثرت در علم لازم مىآيد.
با توجه باينكه علم و احاطه كبريائى بطور وحدت حقيقى و احاطه قيومية بعوالم امكانى از ازل بطور ثابت بوده و خواهد بود همچنان كه عالم به سقوط هر يك از برگهاى درختان بر حسب آيه (وَ ما تَسْقُطُ مِنْ وَرَقَةٍ إِلَّا يَعْلَمُها) نه فقط احاطه او بر سقوط هر يك از برگهاى درختان اقطار جهان است بلكه احاطه حقيقى بهر يك