درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٩٧ - حديث اول توحيد از اصول كافى
پاسخ آنست كه امور جزئى و حوادث خارج بقياس علم بشر بآنها بسيار محدود است مثل يك ظرف آب كه بخواهد بياشامد اين چنين احاطه علمى بآن ظرف آب لا محاله وابسته به نيروى بينائى و غيره و تخيل است چون علم محدودى است و غير اين دو طريق بشر محال است بامر خارج آگهى بيابد.
اين گونه علم بامور جزئى و حادثه خارجى اختصاص به بشر خواهد داشت اين سنخ علم محدود ناقص است و ساحت كبريائى از اين گونه امور و آگهى منزه خواهد بود زيرا امور جزئى و حوادث خارجى بقياس ساحت كبريائى توأم با علوم جزئى و حوادث نامتناهى خواهد بود مثل اينكه آب در ظرف مخصوص مشخصات بىشمار دارد از جمله تشخص آن چه وقت آن ذرات آب بوسيله ابرهاى متراكم از درياها باقطار جهان فرو باريده و مشخصات نامتناهى هر يك كه همه آنها در حيطه علم و احاطه شهودى كبريائى بوده كه ازلى است و همه حوادث جهان طبع بطور بىنهايت و جمعى مانند يك خط سياه و سفيد ممتدى است و بقياس احاطه ازلى مانند يك نقطه سياه و سفيد پيش نخواهد بود.
علم و احاطه شهودى ساحت كبريائى بهمه حوادث و امور نامتناهى جهان حضورى و وحدت حقيقى است بدون اينكه توأم با تدريج و تغيير باشد و احاطه علمى ازلى است بر عالم طبع و بر زمان و زمانيات كه بر تمام صحنه پهناور جهان و موجودات و زمانيات بىنهايت آنها احاطه حضورى و شهودى دارد بدون اينكه در آن تدريج و يا حركت و يا تغيير منظور باشد.
زيرا تدريج و حركت و تغيير همه از لوازم عالم طبع و جهان متحرك است و احاطه كبريائى از مقوله علم زمانى مانند بشر نيست بلكه علم ازلى است كه بتبع علم بذات كبريائى علم بآثار و نظام موجودات امكانى دارد همه اشعه و مظهرى از مظاهر كبريائى خواهد بود پس از خلقت طبق نظام علمى كه از ازل واجد بوده است.