درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٩٤ - حديث اول توحيد از اصول كافى
خلاصه علم ساحت كبريائى بجزئيات و لوازم تشخص هر موجودى نامتناهى است كه جز مقام كبريائى بر آن لوازم نامتناهى احاطه نخواهد داشت.
از اين بيان معلوم شد كه علم و احاطه بشر بجزئيات خارجى محدود است ولى علم بامور و حوادث خارجى بالطبع نيز نامتناهى است و اختصاص بساحت كبريائى دارد و در اثر اين تفاوت كه براى معلوم خارجى بيان شد استفاده مىشود كه علم ساحت كبريائى بهر يك از حوادث خارجى و جزئيات و لوازم تشخص آنها سنخ ديگر غير از علم بشر بحوادث خارجى است كه محدود است.
از اين رو سنخ علم بجزئيات و حوادث بشر فقط از طريق نيروى حس ظاهرى و يا نيروى تخيل صورت ميگيرد ولى علم باحاطه هر يك از جزئيات و حوادث خارجى ساحت كبريائى سنخ علم و احاطه شهودى و قيومية ديگر خواهد بود و هرگز نبايد علم محدود بشر بجزئيات و لوازم تشخص خارجى را قياس بعلم بجزئيات امور و حوادث مقام كبريائى نمود كه غير متناهى و تحت نظام علمى و احاطه قيوميهاى است كه مجهول الكنه است.
از اين رو گفته مىشود كه علم ساحت كبريائى بامور جزئيه بىنهايت خارجى سنخ ديگر از علم ذاتى و از پرتو علم كبريائى بذات قدس است و در آن شائبه حصول و يا تغيير و يا كثرت نخواهد بود و علم و احاطه شهودى و قيوميه كبريائى بهمه جزئيات و لوازم تشخص هر يك از موجودات و حوادث خارجى نامتناهى است و از طريق علم ازلى و ثابت است و تحت نظام علمى قيوميه ديگر است كه نميتوان بر چگونگى آن احاطه يافت و مجهول الكنه است.
و در نتيجه علم و احاطه قيوميه ساحت كبريائى بهر يك از امور و حوادث جزئى كه نامتناهى و بىنهايت است بطور علم كلى و قيوميه بجميع جهات هر يك از موجودات جزئى خارجى كه نامتناهى و زياده از تصور بشر است.
از اوصاف و خصوصيات زمانى و مكانى و چگونگى حركت و تحول كه