درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٩٢ - حديث اول توحيد از اصول كافى
و احاطه شهودى او است بعد از خلقت و هرگز از خارج كسب علم و احاطه نخواهد نمود.
زيرا چنانچه از خارج علم و احاطه براى ساحت كبريائى حادث شود لا محاله در علم او تغييرى رخ خواهد داد هم چنان كه بشر در اثر علم بقيام زيد چنانچه قيام او تغيير يابد و مبدل بقعود شود تغييرى در علم بشر حاصل خواهد شد و نظر باينكه علم بشر حادث و زمانى است و از موجودات خارجى استفاده مىنمايد از طريق حس و خيال بدان راه مىيابد.
ولى در باره ساحت كبريائى اين چنين علم نسبت بامر خارجى جايز نيست و ممتنع است زيرا علم از خارج صورت گرفته است.
١- و لازم اين نظر آنست كه ساحت كبريائى از خارج استفاده نموده و خود فاقد علم و احاطه بخارج بوده و بنظام امكانى جاهل باشد و نيز موجود خارجى تأثيرى در علم و صفت احاطه پروردگار داشته باشد و اين نقص است.
٢- علم بحوادث جزئى خارجى در اثر اينكه امر زمانى و تدريجى است و بر اساس تغيير است علم حاصل از آن نيز متغير و حادث خواهد بود چنانچه مقام كبريائى علم و احاطه بخارج بيابد در علم او تغييرى پديد مىآيد مثلا علم بقيام زيد دارد و پس از زوال قيام زيد علم به قعود او پديد مىآيد و هر دو صورت علمى است و حادث و متغير هستند و هيچ يك از دو صورت علمى ثابت نخواهد بود و پيوسته و هر لحظه ساحت كبريائى معرض عوارض نامتناهى قرار خواهد گرفت.
٣- موجودات خارجى با لوازم تشخص آنها چنانچه مورد علم و احاطه قرار بگيرد لا محاله از طريق نيروى احساس ظاهرى باشد نيروى بينائى و شنوائى احساس مىشود و يا از طريق نيروى متخيله خواهد بود و فقط اين دو وسيله براى ارتباط و تماس با خارج است و ساحت كبريائى منزه از نقص و حس ظاهرى و باطنى و درونى است مانند بشر بلكه علم و احاطه بموجودات خارجى و جزئى اختصاص به بشر دارد كه از يكى از دو طريق احساس و يا پس از زوال موجود خارجى از طريق